تبليغاتX
×الله رمز وجودی من×

* به نام خدا*

سلام...

خوبین؟

یک سوال؟

یک سوالی به مخم فشار میاره  و اون این که  آیا مومن واقعی وجود داره؟

خارج از اونایی که  میرن درس  طلبگی و .. میخونن منظورمه!

از بین  خودمون کسی هست که  هر چی خدا میگه بگه چشم و عمل کنه؟

منظورم همه چی هستا!!!!!!!

شمایی که آقا بیا اقا بیا میکنی چقدر خودتو درست کردی یا آماده کردی که خواهان اومدن

اقا هستی//

واست خواستگار پیدا میشه میپرسی طرف چجوریه میگن مومنه میگی یعنی چی میگه

یعنی اینکه اهل نمازو روزس!

مشکل اینجاست که خیلی ها نمیدونن که مومن به کی میگن!

یک سوال دیگه؟

به نظرت چند درصد پسرا یا دخترا الان سالمن؟

از نظر  رابطه ی  دوستی هاشون با جنس مخالف ومثلاْ  دیدن فیلم های مبتذل و ...!

گفتم: مبتذل یاد یک چیزی افتادم..شنیدم که عرب ها پول های زیادی به یک شبکه پرداخت

میکنن تا عکس های مبتذل و ... براشون بزاره!

فکرشو بکن این عرب ها بعضی هاشون  واقعاْ هر جا باشن اونجا رو به گند و کثافت  میکشن!

یا اصلاْ اگه به درصد نمیتونی بگی  بگو  چند نفر هستن که جز با دوست هم جنس خودشون

دوست  دیگه ای ندارن؟

(ممکنه  تو دخترا  پیدا بشه ولی پسراش درصدش خیلی کمه!)

جالبه که میگن دختر خوب کم پیدا میشه ولی یکی نیست این وسط بگه  پس پسر خوبش چی؟

حتماْ پیدا میشه آره؟(جک میگی ! من که بعید میدونم اگرم باشه  خیلییییییی کمه!)

 

+ تاريخ یکشنبه 1387/04/30ساعت 2:41 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

سلام...خوبین؟

ولادت  با  سعادت  حضرت علی (ع) رو  به  همتون  تبریک  میگم...

روز  مرد  و همسر و پدر مبارک

یک  سوال؟

چرا کادو  خریدن واسه  مردها  یک معظلی

(درست نوشتم؟ خانم معلما؟آقا معلما) شده واسه  خودش؟

البته بابای  خودم تکه! چون اصلاً  تو این حرفا نیست  که بگه موقع روز مادر همه ی مغازه ها حتی

تا نصفه شب بازن ولی  روز مرد و همسر و... تمام مغازه ها  بستن و همه جا تعطیله و نمیگه که

چرا واسه خانوما  باید کادو  سکه و طلا خرید ولی به مردا که میرسه  یا عرقگیر یا جوراب و یا...

اینا حرفای استاد شیمیمون امروز سر کلاس بود که میگفت :واقعاً ما مردا  خیلی مظلومیم!

در اون موقع بود که همه

دخترا  سر جاشون یک جوری با داد زدن اظهار کردن که آره جون خودتون!

خلاصه کلوم آقایون هم  اگه خیلی ناراحتن زبون باز کنن بگن

 چی دوست  دارن که خانومایی که ما باشیم

بدونیم چی واسشون بخریم؟و یک جورایی نمونیم  تو  فکر خرید کادو که چی بخرم بغیر از

جوراب و...

البته من که برای پدرم یک پیراهن گرفتم که امیدوارم خوشش بیادهرچند که این مدته

سر یک سری مسائل اندکی با پدرم سنگین شدم و فعلاْ تا اطلاع ثانوی

 اون دختر شادو شنگولش نیستم

و تا وقتی که  ازم معذرت نخواد  من  همینجوری  باقی خواهم ماند..

لطف کنید کسی  روانشناسی نکنه و مخمو نزنه که برم منت کشی چون تقصیر کار من نبودم ...

راستی جالبه که ۲ تا از دوستامم با باباهاشون قهرن

(به قول کد خدا  این تصویر چه ربطی داشت اونوقت؟)

کدخدا جان حرص نخور شما! اگه یکم  فک کنی می فهمی و میتونی تصویرو نوشته ی  بالاش

رو به هم ربط بدی

البته من دختر خوبی بودم و هستم و خواهم بود(گوش شیطون کر)

 هر چقدر هم بخوام  رفتار پدرمو فراموش کنم  نمیتونم  یعنی شیطون نمیزاره

بعدشم از وقتی  بی محلی میکنم خیلی اعصابم بهم ریخته وجالبه که

 بابام عکس العمل نشون نمیده که بگه تو چرا اینقدر فرق کردی؟

اینم نظر من در رابطه با ایران:

به نظرم ایران کشور دوست داشتنی و قشنگی است و از اونجا که اگه  آدم قوانین هر کشور رو رعایت کنه هیچ مشکلی تو اون کشور نداره اگه ما هم به قانونمون که بر پایه ی  استقلال آزادی جمهوری اسلامی بنا شده  است عمل کنیم و طبق قوانین اسلامی  پیش بریم کشورمون بهترین کشور است

هر چند اینو هم باید قبول داشته باشیم که اگه اندکی  رو فرهنگامون طرز برخورد ها و... کار کنیم خیلی از مسائل خودش حل میشه

و در مواقعی ایران  از زبون  افراد مختلف بد و... تلقی میشه که  قوانین

 کشور توش رعایت نشه و با  طرف برخورد بشه که خوشایندش نباشه..

(کلیشه ای  صحبت کردم امیدوارم  حرفمو متوجه  شده باشین)

+ تاريخ چهارشنبه 1387/04/26ساعت 7:16 PM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

سلام...

این مطلبو  بهار عزیز  واسه دوستاش تو یاهو فرستاده بود که من  به نظرم

جالب اومد که بزارمش تو وبم  تا شما هم  دلیل جالبیشو

بفهمین .

 

ایران از نگاه یک شومن آمریکایی ( تصویری )

 

 

 

 سفر ما به ایران به ما یک نگاه کلی میدهد ، ار دنیایی مهمل نما . جایی که دیوار نوشته ها چنین معنی می دهند ، مردم هنوز رفتار دوستانه دارند .
این یک آلبوم عکس کوچک از دید یک گردشگر است در مورد بعضی مردم ، مکان ها و لحظه ها ، که من را در این سفر محظوظ کردند .
 
 

 
همانطور که در کشور من با مسافران کشور های اسلامی رفتار می کنند ، آنها من را در فرودگاه انگشت نگاری کردند .
 
 
 
ریک و سایمون ناگهان شگفت زده شدند از اینکه هواپیما پر از ایرانی ها بود و اینکه به همه چاقوی فلزی داده بودند !
 
 
 
ما به دنبال محلی ها می گشتیم و آنها از ما استقبال می کردند . ایرانی ها ما را به همان اندازه جالب (و گیج کننده) یافتند که ما آنها را...!
 
 
 
صبحانه در یک روستا : یک جعبه ی دستمال کاغذی همیشه روی میز قرار دارد . نان به صورت بسته بندی می آید تا در ابن دنیای آلوده ، تمیز بماند . همیشه از قهوه ی فوری استفاده می شود . هندوانه ی آبدار هم در هر وعده زینت بخش سفره است .
 
 
 
زمانی که انسان در هنگام عبادت به کمی راهنمایی مذهبی نیازمند است ، فلشی بر روی سقف اتاق های هتل، به سمت قبله اشاره می کند .
 
 
 
ایرانی ها دائما به یاد صدقه دادن هستند. درجعبه مناسب آن در کنار تمام خیابان ها پول زیادی برای نیاز های اجتماعی جمع آوری می شود .
 
 
 
 
در سرزمینی با تعداد توریست های کم ، بعضی وقت ها وجود یک هتل و رستوران توریستی خوب است .
 
 
ایرانی ها دوست دارند رستوران هایشان را با پرچم تزیین کنند . پرچم ما کجاست ؟ من فقط ستاره و راه راه روی یک دیواره ی بی روح سیاسی
می بینم !
 
 
 
ایران دقیقا خالی از نوشیدنی است . آنها یک نوع نوشیدنی غیر الکلی مصرف می کنند که طعم شراب دارد و مشابه آن است .
 
 
 
رستوران های ایرانی:عموما فقط، آنها انعام می گیرند . اگر بخواهید به طور مجلل غذا بخورید ، با یک خانواده دوست شوید ، تا آنها شما را به خانه ی خود دعوت کنند ! اگر آنها دوستان ثروتمندی باشند بهتر است ! ما از یک مهمانی ، در یک خانه ی دوست داشتنی در شیراز، با مهمان نوازی فراوان لذت بردیم.
 
 
 
 
مثل دانش آموزان دختر در هرکجای دیگر ، این ها هم اردو را دوست دارند .
وقتی دوربینی بیرون می آید ، آنها سریعا روسری هایشان درست می کنند تا موقر و باحیا باشند .
 
 
 
 
دختر ها ، موقرانه (و با اجازه معلمانشان) با ما عکس گرفتند 
 
 
 
مانکن ها در ویترین فروشگاه های بزرگ ، حتی از قسمتی که مثلا سر آنها است ، پوشیده شده اند .
 
 
 
 
حتی مترسک ها هم با حیا لباس پوشانده شده اند ... به رنگ سیاه
 
 
تهیه وتنظیم:گروه خبرسیمرغ/زهرا محاوری
ترجمه:زهرا محاوری
 
مطالب مرتبط:
 
 
+ تاريخ جمعه 1387/04/21ساعت 4:58 PM نويسنده ایرسا |

رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. پیامبراكرم صلوات

الله علیه فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب

الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. اعمال ماه های رجب و شعبان،

جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه

رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار

طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

 

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامندچرا که وقتى يک سوم از شب گذشت، هيچ فرشته اى

نيست مگر اينکه در کنار کعبه مشرفه آيد آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرمايد: فرشتگانم! هر

چه خواهيد از من بخواهيد. فرشتگان گويند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب

را بيامرزى، خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم

 

 برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین

قرار است:

 

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد

 

مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و

در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و

چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله"

گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از

سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم"

گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود.

در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

 

پیامبر اكرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش

خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می

فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام

تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه

در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس

تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر

تو خواهم افكند.

 

امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را

فراموش نكنید و من را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.

در این شبهای عزیز خیلی محتاج دعای شما خوبان هستم .

" التماس دعا"

+ تاريخ پنجشنبه 1387/04/20ساعت 0:43 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

 

 

سلام...

چی بگم؟ (خب چیکار کنم؟ با کمبود موضوع مواجه شدم)به گمونم  یکی وبلاگ منو خودمو چشم

کرده

آهان چی بگم؟

آهان یادم اومد  اول از همه بگم که من و خانواده محترم  روز یکشنبه ساعت ۲۱:۳۰  با

قطار به سمت  مشهد  حرکت کردیم و روز دوشنبه ساعت ۱۰ رسیدیم.

بعدش رفتیمو  تا چهارشنبه  زیارتامونو کردیمو  دعا و ... رو انجام دادیم و  روز چهارشنبه ساعت

۱۹:۱۰ عازم تهران شدیم.

روز پنجشنبه هم ساعت ۸ رسیدیم تهران و از اونجا یک ماشین گرفتیمو رفتیم خونه!

روز پنجشنبه ساعت ۱۹ هم رفتم  برای ثبت نام  پیشم!

رفتم یک آموزرشگاه ثبت نام کردم و میخوام  غیرحضوری بخونم

تا اونجایی هم که اطلاع دارم کلاسامون از ۲۰ تیر شروع میشه ولی قطعی نیست

تابستون ۲ روز در هفته  تعطیلیم و  باید بشینیم عینهو ... درس بخونیم

بعدش این که  از مهر هم فقط  یک پنجشنبه  تعطیلیم خب جمعه هم که خودش تعطیله دیگه!

البته سر یک سری شرایط  فعلاْ اندر خم یک کوچه ام

جمعه هم رفتم  کنکورمو دادم... به نظرم اگه  کسی میخوند  هر چی میخواست قبول میشد

چون خیلی آسون بود ...

خدا کنه سر ما هم  کنکور آسون باشه..

مامانم که میگه تو رو خدا  بشین بخون که سراسری قبول بشی

منم گفتم:حتماْ سراسری قبول میشممن که قید سراسریه رو زدم  و دلم به آزاد خوشه

زهرا هم میگه اگه میخوای تغذیه بخونی  آزاد  ترمی  کم کم ۸۰۰ میگیره

 و  هر ترم ۱۰۰ تومن بهش اضافه میشه!

بیخیال  سراسری قبول شدم شدم نشدم ...

جالب اینجا است که دلم خوش بود  که از روز تولدم آبان میرم رانندگی یاد میگیرم اما با این

تفاسیر بنده باید بشینم  بخونم هر چند  قبول شدم شدم نشدم...(خب بابا به در...)

خب دیگه چی بگم؟

آهان  همین دیگه  ایشا الله که  همه جوونا به آرزوهاشون برسن!

در ضمن  فک نکنین  دعاتون نکردمااااااااااا خیلی  هم زیادی دعاتون کردم

فهلاْ

+ تاريخ یکشنبه 1387/04/16ساعت 0:49 AM نويسنده ایرسا |

* به نام خدا*

سلام...

این مدته که نبودم احساس میکنم مغزم واسه نوشتن هنگ کرده!

اصلاْ نمی دونم راجع به چه موضوعی بنویسم؟

یک جورایی هم کامنت هایی که میزارم و هم پستام به نظرم به دلم نمی چسبه.

یعنی ۳ ماه دوری  و ننوشتن  اینقدر  آدمو  از فضای اطرافش دور میکنه؟

بیخیال امیدوارم  روز به روز بهتر بشم حالا که شده چیکارش کنم؟


تا حالا شده  از بعضی آدما، (فامیلا) ،دوستا، آشناها خوشت بیاد از بعضی دیگه برعکسش؟

نمونش  فرزانه دختر عمه بابام خیلی باحاله!

با امسال میشه ۲ سال که به ایران میاد..

آخه آمریکا زندگی میکنه و خیلی هم دوست داشتنی و مهربونه!

با منو زهرا(خواهرم) خیلی صمیمی تره آخه ما هم خیلی باهاش راحتیم.

من خودم به شخصه  فرزانه رو از بعضی از فامیلای  طرف بابام بیشتر دوست دارم و خیلی

ناراحت میشم وقتی  زمان رفتنش  به کانادا فرا میرسه

از مادر بزرگم زیاد خوشم نمیاد  چون خیلی  بین  نوه هاش فرق میزاره و طرز رفتاراش جالب نیست!

مثلاْ چند روز پیش که یکی داشت باهاش حرف میزد مادر بزرگم  حرفشو قطع کرد

و با بابام حرف زد و  یک جورایی خیلی  به نظر من بد رفتار کرد.

فک کن طرف داره حرف میزنه و  هنوز حرفش تموم نشده  مادربزرگ من توجه نکنه و بره با

یکی دیگه حرف بزنه!

یا  مثلاْ وقتی خونش دعوت بودیم رو مبل  منو مامان بزرگمو  عموم نشسته بودیم که دیدم مادربزرگم

بهم میگه پاشو بابات اینجا بشینه!

منم که یک نیگا به  دور و اطرافم انداختم دیدم که جایی برای نشستن نیست گفتم بابام که

راحت نشسته  اون طرف  من واسه چی پاشم؟

که دیدم عموم میگه  مامان ولش کن چیکارش داری بزار نشسته بچه،  اذیتش نکن!

منم که  منتظر فرصت بودم (آخه یک جورایی دلم زودی میشکنه)اشک تو چشمام جمع شد و

هی به خودم گفتم :دختر خودتو کنترل کن !

که دیگه آمپرم رفت بالا و بلند شدم رفتم  دور از همه  یک گوشه نشستم

 و اون شب خیلی اخمو شده بودم.

یکی نیست بهش بگه آخه تو چیکار داری ؟بابام اگه  جا نداشت که من بلند میشدم

حالا که یک گوشه نشسته  تو غصشو میخوری؟

آهان یادمه اینو هم بهش گفتم : که شما  خب خودت  برو اون طرف تر که بابای منم جا شه که

خندید گفت:  اِااااااااااااا زرنگی؟ نه تو بلند شو  بابات اینجا بشینه

شبش موقعی که خواستیم بریم خونه  تو مسیر راه به بابام گفتم: من دیگه خونه مامانی نمیام!

گفت: چرا؟ دیگه براش توضیح ندادم ولی گفتم:اصلاْ از هیچ کدومشون خوشم نمیاد

با این رفتارای مسخرشون!

حالا دیشب خونشون بودیم  و من فقط به خاطر فرزانه  رفتم خونه مادر بزرگم و الا حاضر نبودم

پامو بزارم خونش!


راستی ما داریم  شنبه میریم مشهد!

هر خوبی ،بدی دیدین حلال کنین.

البته فک کنم همش خوبی دیدین بدی در کار نبوده ولی در کل  حلالم کنین.

دلم واستون تنگ میشه.

فک کنم بعد از اومدنمون ۲ روز بعدش باید برم کنکور بدم!

چیه؟؟؟؟؟چرا اینجوری شدی؟  منظورم کنکور آزمایشیه!

حتماْ دعاتون میکنم چون میدونم همه  التماس دعا دارین!


خطاب به کدخدا:

جناب اکشالی داره من  عکسام به پستام  نمیاد؟

یا پستام به عکسام نمیاد؟

یا خودم به  پستام نمیام؟

شوخی کردم  نیست من  بد مینویسم واسه همین میخوام حد اقل  عکسایی که میزارم قشنگ باشه

تا  دوستایی که میان وبم حداقل وقتشون سر  پستای مسخرم  تلف نشه و از عکسا لذت ببرن

بده حس بشر دوستی من؟

+ تاريخ جمعه 1387/04/07ساعت 1:55 AM نويسنده ایرسا |

 

 

*به نام خدا*

سلام...

حالتون خوبه؟

اول از همه میلاد با سعادت حضرت فاطمه (س) رو به شما تبریک میگم..

این تیکه مخصوص خانوماس:

روز زن و روز مادر رو هم همین طور

این تیکه مخصوص آقا پسراس:

آهای پسرایی که روتون نمیشه  به ماماناتون بگین دوسشون دارین یکم خجالتو کنار بزارینو

 کادوهاتونو همراه یک ماچ باحال تقدیمشون کنین!

آهانننننننننن کاری داشت؟

این تیکه هم مخصوص آقایونه:

یک سوال؟ چرا  بعضی از شما مردا زورتون میاد  یک کلمه بگین:

دوووووووووست دارم؟

 


 

 

تقدیم به مادر گلم و همه ی مادرای خوب و عزیز ایرانی

بیمارم ،مادر جان!
میدانم،میبینی
میبینم،میدانی
میترسی،میلرزی
از کارم،رفتارم،مادر جان!
میدانم ،میبینی
گه گریم،گه خندم
گه گیجم،گه مستم
و هر شب تا روزش
بیدارم،بیدارم،مادر جان!
میدانم،میدانی
کز دنیا ، وز هستی
هشیاری ،یا مستی
از مادر،از خواهر
از دختر،از همسر
از این یک، وآن دیگر
بیزارم،بیزارم،مادر جان!
من دردم بی ساحل.
تو رنجت بی حاصل.
ساحر شو،جادو کن
درمان کن،دارو کن
بیمارم،بیمارم،بیمارم،مادر جان!

مهدی اخوان ثالث

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه 1387/04/04ساعت 7:18 PM نويسنده ایرسا |