تبليغاتX
×الله رمز وجودی من×

×الله رمز وجودی من×
×ایام تاسوعا و عاشورای حسینی بر همه شیعیان تسلیت باد×

السلام علیک یا ابا عبدالله،خدایم تا خداست و این عالم به پاست

مسیر قلب من به سوی کربلاست.

نمی دانم چه کنم!

بگریم یا فریاد کنم؟

بمیرم یا همراه شوم؟

دل تنگ شده ام!

دلتنگ دیدن حسین،عموعباس ،علی اصغر،علی اکبر،زینب ،رقیه و...

به فکر فرو رفته ام!

آیا آن زمان که در خیمه ، حسین چراغ ها را خاموش کرد من همراه افراد دیگر

خیمه را ترک میکردم یا می ماندم؟

دلتنگ شده ام!

خدایا دستان مرا بگیر و به عباس هدیه کن،خدایا چشمان مرا بگیر و به عباس هدیه

کن ،خدایا چشمانم دیگر طاقت دیدن  زجر های عباس را ندارد.

چشمانم دیگر طاقت دیدن  گریه های سکینه را ندارد.

خدایا چرا علی اصغر دیگر گریه نمی کند؟

خدایا چرا علی اصغر اینقدر ساکت و آرام است؟

خدایا حسین چرا آرام علی اصغر را با خود می برد؟

خدایا حسین چرا ساکت است؟

خدایا رباب چرا اشک می ریزد؟

خدایا چرا سرگردانم،دلم سوی آن هاست ولی چشمانم دیگر طاقت دیدن ندارند

چرا دیگر از علی اکبر خبری نیست؟

خدایا این اسبان از روی چه کسانی رد می شوند؟

خدایا ،خدایااااااااا

دلم دیگر طاقت نمی آورد چرا کسی  به کمک آن ها نمی رود؟

خدایا چرا من خاموش مانده ام؟پس چرا پای حرکت ندارم؟

خدایا نکند من هم  جزو ...

خدایا دلم طاقت ندارد خودت کمکم کن خدایا نمی توانم شکستن عباس را ببینم.

خدای من  یعنی عباس به مقصد میرسد؟

خدایا چرا دیگر عباس را نمی بینم؟

عمویم کجاست؟

خدایا عمویم قوی و نیرومند است پس چرا دیگر او را در میدان نمی بینم؟

خدایا مشک چرا بر زمین افتاده؟

چرا دیگر از آب خبری نیست؟

چرا

چرا چرا؟؟

عــــــــــمــــــــــــو عـــــــــبــــــــــــــاس

 

 


لينك | نوشته شده در جمعه 1386/10/28ساعت 7:10 PM توسط ایرسا|
×عاشقان واقعی×

 

به اینا میگن عاشق نه به ...

خداوند عالمیان می فرماید: قد افلح المومنون. الذین هم فی صلاتهم خاشعون. به تحقیق که رستگار شدند مومنانی که در نماز خود باخشوع هستند. (سوره مومنون/ آیه 1 و 2)

خشوع دل آن است که دل به یاد خداوند خود باشد و به غیر ذات او متوجه چیزی نشود

و غیر را از خاطر خود بیرون کند. با این معنا خشوع قلب و حضور قلب

 معنای بسیار نزدیکی پیدا می کنند.

اما خشوع سایر اعضا و جوارح این است که هر یک به آن کاری که مامور شده اند،

 مشغول باشند و آدابی که برای هر عضوی از اعضا برشمرده اند، ترک نشود.

 مثلا چشم در هر یک از حالات نماز باید به جایی خاص نگاه کند.

در هنگام قیام مستحب است که چشم به مهر بنگرد. در رکوع به مابین دو پا،

 در هنگام سجده به روبروی خود و در هنگام نشستن به مابین دو زانو نگاه کند.

و دست را فرموده اند که در هنگام ایستادن کف دو دست بر روی دو پا قرار گیرد و در

هنگام رکوع بر روی دو زانو و ... . اما آنچه مهم است این است که این خشوع ظاهری است

 و خشوع ظاهری تابع خشوع باطنی است. یعنی خشوع جمیع اعضا تابع خضوع قلب است.

روایت شده است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله، شخصی را دید که در نماز با

 ریش خود بازی می کرد. فرمود: اگر دل این مرد خاشع و با خدا بود،

 اعضا و جوارح او نیز به کار خدا مشغول بودند. (بحار الانوار، جلد 84، صفحه 266، حدیث 67)

قلب، پادشاه مملکت بدن و پیشوای سایر اعضا و جوارح است.

 همه ی اعضا و جوارح به قلب اقتدا می کنند و تابع او هستند. چون دل متوجه خدا شد،

 اعضا نیز پیروی می کنند و ادب حضور را رعایت می نمایند.

این معنای حدیثی است که می فرماید: نماز مومن به تنهایی، جماعت است.

زیرا دل او با خداست و مقتدای سایر جوارح است که به او اقتدا می نمایند.

نماز بدون خشوع و حضور قلب اگر هم فقط رفع تکلیف باشد و انسان را از جهنم آزاد سازد اما او را به درجات عالیه ی کمالات نمی رساند و پسندیده ی درگاه حق نیست. چنانچه از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمود: نماز مقبول نیست، مگر با حضور قلب. (بحار الانوار، جلد 84، صفحه 260، حدیث 59)


لينك | نوشته شده در یکشنبه 1386/10/23ساعت 11:46 AM توسط ایرسا|
×نخندیم ضایع نشن بعضی هاااااا×

سلام ...

یک جورایی خوشحالم!

میدونین چرا؟خب بچه دوساله هم میدونه که چرا دیگه!

بهت که بر نخورد؟با شما نبودم با یک بابای دیگه بودم!

(کجا رو نیگا میکنی با توأم دیگه!)

۳ روز تعطیلی با کلی استرس ،با کلی حرفا و چرت و پرت گویی های جورواجور

که(آی من درس نخوندم،اوی من  درسم مونده،آخ درس بخونم یا نه،وای نکنه بگن تعطیله؟

اه  خسته شدم سردم شده ،وای مخم کار نمیکنه ،فردا تعطیله های جورواجور

با لحنای عصبانی و حرص خوردنا و ... ای!! بازم خوبه)یعنی، یک جورایی مزه میده!

چند روز پیش که ما دبیرستانی های منطقه ...امتحان عربی داشتیم تا آخر شبش

منتظر بودم به خاطر برفی که اومده ما رو تعطیل کنن آخه (تا حالا  سابقه نداشته)دیدم

ییهو اخبارگوی شبکه ۵ ساعت ۰۰:۳۰ میگه فردا فقط دبستانی ها و راهنمایی ها

بابا بابات خوب ننت خوب چراااااا؟ تعطیلن!

فک کن حسابی حالم گرفته شد از اونورم اینقده حرصم گرفته بودو  دلم شکسته بود که

میخواستم بزنم زیر گریه که مگه ما آدم نیستیم؟

خلاصه دیدم که فایده نداره بشینم بوخونم که دیگه ....!

خودشونم نمی دونن  چیکار میکنن.

اون از برنامه ی قشنگمون(که توسط اداره تعیین شده) که همگی قربونش برم

 پشت سر همه هر کی ندونه

فک میکنه  یک بچه کوچیک برداشته برنامه نوشته، اونم از امروز که

تو برنامه به خانه برمیگردیم  یزدی زاده یا

(نمی دونم چیچیه آموزش پرورش)میگه فردا فقط  مدارس شهرستان های اطراف تهران

تعطیله و تو تهرانم فقط دبستانی ها و راهنمایی ها بعدشم تاکید میکنه  فردا دبیرستانی

ها لباس گرم بپوشنو برن امتحان بدن!(اینقدر آدمو نا امید میکنن ،از اون طرفم  رأیشونو

تغییر میدن که فردا تعطیله ولی شنبه باید برن مدرسه!!!!!

(واااااا انگار ما میگیم نمیریم)

بیخیال از این جور آدمای (به قول معلم ریاضیمون دو حرفی زیاد پیدا میشه)


امروز خونه خالم اینا بودم،شبش(یعنی دیشب)با نگین(دختر خالم)نشستیم نقاشی

کشیدیم .

من هی گفتم میتونم طرحشو بکشم؟بیچاره میگفت :چرا که نه!دوباره به

 رنگش رسید هی گفتم :میشه من رنگش کنم اونم میگفت:آره تو هم میتونی خلاصه اون

رنگا رو بهم میگفت منم  رنگ میزدمو  چند تا درختو هم ازش یاد گرفتم  که بکشم.

خوب شده  به قول خالمو مامانم  بار اولی خوب کشیدی!

اینم عکس

بابامم که دیده بود میگفت:خیلی قشنگه تو کشیدی؟(گفتم:آره گفت قاب کن بزن به دیفال!)

خلاصه هدفم از این نوشته اینه که:

(من مشهور شدمو شدم یک پا پیکا...)تا از دست  نرفتم زود باشین بیاین  پایین تابلوهامو

که خریدین  واستون  امضا کنم (فک نکن سوتی دادم نخیرم دارم

شوخی میکنم چون خودم

میدونم امضا همینجوری مال خودشه نه  این که بخوام واستون امضا کنم!آره!!!)

دیگه از چی بگم؟

این که همتون خیلی بی وفایین (البته من بی وفاتر!)ولی خوش انصافا شما ها که هی

میگین آپ کن آپ کن(منظورم به کتایونه)خب نظر هم  همش ۱۱ تا؟

نه به تابستون که همگی میگفتین زودتر آپ کن نوشته هاتو بخونیم(خالیبندا کوشن

که میگفتن:قشنگ مینویسی)نه به الان!!!

این ایامی که داره میاد هر جا رفتین عزاداری(چه هیئت چه جای دیگه)همه رو دعا کنین

اون گوششم اگه جا داشت و  تونستین منو هم دعا کنین*

فهلاْ....!

 

 


لينك | نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19ساعت 8:40 PM توسط ایرسا|
*به نام خدا*

سلام....

حال و احوالتون چطوره؟

میدونین چیه امتحانات شروع شده و تا حالا  ۴ تاشو پشت سر گذاشتم و خدا کمک کنه ما بقیشم

بهتر پشت سر بزارم!

حرفای زیادی با همتون دارم ولی خب وقتم خیلی کوتاهه و دارم از شدت خواب میمیرم

و باید صبح زود بیدار شم تا ریاضی بخونم...

حالا هم  این تصویر به نظرم جالبه البته تصویرای دیگه هم  شبیه به این و کاریکاتور

دارم  و اونا رو هم سر فرصت میزارم!

چیه؟؟؟؟؟؟

نمی شه ما یک بار به جای خاطره گفتن عکس بزاریم؟


لينك | نوشته شده در جمعه 1386/10/14ساعت 0:28 AM توسط ایرسا|

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ