تبليغاتX
×الله رمز وجودی من×

*به نام نعمت دهنده بی منت*

سلام...

خیلی از برنامه فرزاد حسنی خوشم اومد،امشب برنامشون ترکوند

البته با این که نشد تا آخرش پیش برن و ادامه بحث موکول شد به فردا

ولی جذاب بود   .از انتقاد فرزاد  خیلی خوشم اومد،شاید ندونین کدوم؟

همون که در مورد برخورد افراد نیروی انتظامی بود،همون قضیه گیر دادن بهشو

این چیزا!من که خیلی حال کردم این حرفا رو زد.بیشتر حرف دل خودش نبود بلکه

حرف دل همه مردم بود.برخورد مامورای نیروی انتظامی اصلاْ درست نیست

طرز حرف زدناشون حتی کارهاشون!منظورم از کارهاشون  همون قضیه رانندگی مامانم

عجب روزی بود خیر سر مامور وظیفه شناس این مملکت.  

خواستین و کنجکاو شدین بخونینش البته دوستای قدیمی

ماجراشو یادشونه!هنوزم یادش میوفتم خندم می گیره

البته هر وقت پرشین بلاگ مشکلش برطرف شد حتماْ لینکشو میزارم

خلاصه که اگر رفتارشون اصلاح بشه و با مردم درست برخورد کنن مطمئناْ جوونا

هم با برخورد درست حتماْ گوش میدن اینو مطمئنم!هر چی بد اخلاقی و

زور پشت سر آدم باشه کمکاری می کنه و اصلاْ به حرف طرف گوش نمیده.

مطمئنن همه ما این تجربه را داریم که تا وقتی یک نفر اومد  و با بی احترامی

باهامون برخورد کرد به غرورمون  برمیخوره  و حرفشو گوش نمیدیم

درست نمی گم؟

در هر حال شب جالبی بود با برنامه فرزاد حسنی و امیدوارم فردا شب هم جالب تر

 از امشب باشه!برخوردش یکمی با آقای رادان خودمونی و راحت بود اما

حرفشو خوب میزد و آقای رادان هم بانمک بود.      

پ.ن ۱:

کدخدا ممنون از راهنماییهات ایشا الله زودتر این پرشین درست بشه ما بیایم مثل همیشه

مهمون اهالی ده بشیم

پ.ن۲:سلام چقدر جدیداْ دوستام کم به وبم سر میزنن!همش تقصیر این کتایونه

که چش زد وبمو

فعلاْ  

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه 1386/04/31ساعت 2:20 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدای مهربون*

سلام...

امروز داشتم فیلم تله رو میدیدم.فیلم جالبی بود و مسائل جامعه و واقعیاتشو

نشون میداد. خب هر کسی این فیلمو دیده باشه کاملاْ حرفای منو درک می کنه

اگه شما این فیلمو ندیدین پیشنهاد می کنم ببینیدش.

به نظر من هر کسی از همون دوران جوونی بره دنبال دوست دختر و ...

مطمئن باشه تو زندگی آیندش اصلاْ نمی تونه موفق بشه،توی این فیلم

تله هم آقای فرشاد خان(گلزار خودمون)قبلاْ اوضاعش خراب بوده

و حقش هم هست تو زندگی آیندش اون همه بلا سرش اومد البته بیشتر دلم واسه

زنش سوخت البته حقشهاصلاْ انگار نه انگار شوهرشو می شناخت!

انگاری زورش کرده بودن پاشه بره سر سفره عقد بشینه اونم بدون شناخت

که ۱ هفته بعد از زندگی مشترک خانوم تازه شکاشون شروع میشه.

نه زن دوست پسر دار واسه ازدواج بدرد آدم میخوره نه مرد دوست دختر...

خلاصه کلوم:نمی فهمم چرا این آقایون و خانومای ذکر شده در بالا بعد از همه

گند و کثافت کاری هاشون یاد شوهر و زن نجیب می افتن

خب اگه شما از اولش نمی خواستی با اون خانوم و آقا ازدواج کنی پس چه مرزیه که

پا می شی میری و باهاش دوست میشی؟

نمی فهمم! تو فامیلمون هستن از اینجور آدما! البته تا اونجایی که می دونم اینا

دوست می شن بعدشم طرفو ولش می کنن بعدشم از مامانشون می خوان

بره واسشون دنبال یک دختر نجیب.چند ماه پیش تو مدرسه ها بود که

تشریف بردیم عقد پسر...ایشون معتقد بودن دختر تو تهران پیدا نمی شه

و رو همه هم شناخت داشتن چون با همه هم دوست بودن.خلاصه کلوم

بامادرش رفتن از نهاوند یک زن گرفتنزنشم بی حجاب و اونطور که دوست

داره هست و هیچ مشکلی نداره!

ولی اون یکی پسر...(داداشش)با خواهر دوستش ازدواج کرده البته

ایشون هم مثل برادرشون فعلاْ عقد کردن و خیلی هم

همسرشونو دوست داره و دوست هم  بودن

می خوام اینو بگم اگه می خوای ازدواج کنی ازدواج کن دیگه دوست دخترو

دوست پسرو دوست شدن معنی نداره!

واسه شناخت طرف مقابل راه هایی هست وقتی خواستگاری طرف مقابل

رفتین یک ۲ جلسه برین بیرون باهاش و تمام حرکاتشو زیر نظر بگیرین حتماْ به

جواباتون میرسین.البته شرط اصلی ازدواج موفق و آینده ای پربار و زندگی

همراه با خوشبختی و عاقبت بخیری داشتن ایمان و اخلاقه.اگه طرف هیچی نداشت

اما ایمان و اخلاق داشت مطمئنن جفتشون خوشبختن و همه چیز(مادیاتو)خدا خودش

میرسونه اینم یک نصیحت

در کل این عمل یک خیانت به همسر محسوب می شه و یک روز همین خانوم

دوست دختر و آقای دوست پسر یک جایی یک وقتی حالتو میگیره که نفهمی

از کجا خوردی و زندگیت تباه میشه اینو مطمئن باش!

 

 

+ تاريخ شنبه 1386/04/30ساعت 1:43 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدای مهربون*

سلام...

خیلی دلم گرفته از همه چیز مخصوصاْ از جامعمون

اون از دیروز با حرف های دوستم و این هم از امروز با حرف های یکی از اعضای خونوادمون!

موضوع از این قراره زیادی تو فکر نرین،موضوع اینه که زن تو جامعه امنیت نداره

مخصوصاْ از لحاظ این که بخواد بره و مشغول کار بشه.

تو مجمع های اداری و بخصوص صدا و سیما قسمت دوبلوری و بازیگریش  افتضاحه! 

روابط آقایون با خانوما ،راحت بودنشون(که انگاری خانوم خواهرشونه یا زنشونه حتی از

زن هم بهشون نزدیکترن)    

اگه بخوای تو این جامعه کار کنی خلاصه کلوم امنیت نداری!

از منشیش بگم از دوبلور مملکتش بگم از بازیگرش بگم از پرستار جماعت بگم از دکترش بگم

همه اقشار جامعه ماشاء الله جمعشون و جو و محیط کار خرابه

  تازه می فهمم خانواده گرام واسه چی به من میگن با کار کردن تو صدا و سیما

مخالفیم با این که می گن آدم خودش خوب باشه می تونه رو دیگران

تاثیر بذاره و از اینجور حرفا ولی باز هر چقدر هم خوب باشی بدت می کنن

دقیقاْ میشی عینهو خودشون.مردا از همه جهات راحتن و من از همون بچگیم

آرزو داشتم یک مرد می شدم ولی خب حالا که یک دخترم نمی تونم واسه

آیندم تو جایی که دوست دارم  تصمیم بگیرم و مشغول کار بشم واقعاْ بهم ریختم

بنده خدا یکی از اعضای خانوادم کلی مثال از شغل ها زد که چقدر جو خرابه

مثال زدن هر کدوم باعث رنجش خاطرتون می شه پس در مورد هیچ کدوم  حرفی نمی زنم .

ولی تکلیف من پس چیه؟ چطور می تونم تو جامعم کار کنم اونم با این وضعیت های خراب

وقتی داشت صحبت می کرد چون روحیمو باخته بودم  و کمی هم عاطفی و حساسم

تو خندیده هام  گریه می کردم،انگاری زده بود به سرم.

از اون طرف می خندیدم از اون طرف هم گریه می کردم.بنده خدا اون کسی که این حرفا رو

راجع به صدا و سیما برای من زد دلش سوخت که چقدر علاقه دارم باز گفت:فکراتونو بکنین

مامانمم گفت:به خدا بسپر قسمت باشه یک جای خوب می فرستتت.

زن تو جامعه نه کار خوب براش هست نه هیچی!پس چرا درس بخونیم هان؟   

دلم گرفته هر شغلی بخوام انتخاب کنم باز به این نتیجه می رسم:

زن نباید تو جامعه کار کنه!  

دیگه بیشتر از این حال ندارم بنویسم خیلی  ناراحتم باید  یا با این قضیه کنار بیام و دور علاقمو

خط قرمز بکشم یا اینکه به قول مامانم بسپرمش دست خدا  

راستی شب آرزوها منو دعا کردین؟

 

 

 

 

+ تاريخ جمعه 1386/04/29ساعت 2:25 AM نويسنده ایرسا |

*به نام او که اگر حکم کند ما همه محکومیم*

سلام...

چه روزیه امروز!

بذار یادت بندازم شاید فراموش کردی،امشب شب آرزوهاست

یادتون نره روزه بگیرینا خیلی ثواب داره.اعمال شب آرزوها هم تو مفاتیح الجنان

کامل توضیح داده شده در ضمن یادتون نره منو هم دعا کنین

دیگه حرفی ندارم جز این داستان که توسط یک مجهول نوشته شده.

        

لبخند بر لبهای کمرنگ مرد نشست:«اکنون من و توایم و همان خنده و نگاه.

 

حرف بزن.دلم واسه صدات تنگ شده.دو ساله نشنیدمش!»

 

قطره اشک از صورت زن روی بالش مرد چکید.مرد گفت:«میدونی سحر!؟

 

می خواستم جبران کنم!اما دیگه دیره...میگن قلبم دیگه نمی خواد کار کنه،

 

 بی معرفت رفیق نیمه راه شده»

 

لبهای زن از فرط بغض لرزید.آرام سر بلند کرد.اشک پهنه صورتش را پر کرده بود.

 

-حمید!به خاطر من زنده بمون!می خوام همه چی رو از نو بسازم.بهم یه فرصت دیگه بده.»

 

و آرام خواند:«ما گرچه در کنار هم نشسته ایم...بار دگر به چشم هم چشم

 

بسته ایم...دوریم هر دو دور...»

 

پرستار سرم را از دست مرد خارج کرد:«متأسفم!تموم کرد...»

 یادم نمیاد این داستان تکراریه؟؟؟

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه 1386/04/28ساعت 12:32 PM نويسنده ایرسا |

*به نام روزی دهنده بی منت*

سلام...

هی به این بابای عزیزم می گم:پدر من تو منطقه ی ما مدرسه  خوب پیدا نمی شه

باز می گه بذار از خانم فلانی(مسئول مالی تو آموزش و پرورش منطقه ی فلان)بپرسم

دبیرستان خوب تو منطقه ی ما چه دبیرستانی است،منم گفتم:اگه دبیرستان خوب پیدا

شد من اسممو عوض می کنم!

این مطلب پست قبلم خوب شما ها رو هوایی کرده ها!!!

ایشا الله قسمت تک تکتون بشه به همراه خانواده برین مکهبه شرطی که قدر

لحظه لحظه اشو بدونین و الا مثل من مریض باشین و سعادت نداشته باشین که فایده ای نداره!

شهادت امام هادی رو هم بهتون تسلیت می گم.

امروز با یک نوشته جالب ویژگی پسرا یا کلاْ مردا در خدمتتونم!

آقایون چرا همچین شدن؟سری پیش مال خانوم ها بود(همون کاریکاتورها)

 این سری هم نوبت شماست٬نمی شه اینجوری اونوقت  عدالت برقرار نمی شه

 

مردها مثل « مخلوط كن » هستند


. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

 

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند


. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

 

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند


. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

 

: مردها مثل « سيمان » هستند


. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

 

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند


. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

 

: مردها مثل « جاي پارك » هستند


خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك

 

 هستند يا جلوي درب منزل مردم!

 

: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند


. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

 

: مردها مثل « باران بهاري » هستند


. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

 

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند


. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

 

: مردها مثل « موز » هستند


. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

 

: مردها مثل « نوزاد » هستند


در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت

 

 از آنها خسته مي شويد

 

بهتره که من برم!   اوضاع خطری شده         

 

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه 1386/04/27ساعت 0:24 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدای بخشنده مهربون*

سلام...

خوبین؟حالتون چطوره؟خسته خواب و استراحت نباشین (تیکه مخصوص)

یک جورایی من دلم هوس مسافرت کرده،مثل مشهد،مثل مکه،کلاً اماکن مذهبی!

درد و دل کردن تو این اماکن مذهبی دیدین چقدر مزه میده؟آدم هم خالی می شه و هم

سبک!

دلم واسه مکه تنگ شدهیادش بخیر چه روزایی بود.ما یک همچین روزی تو مکه بودیم.

تولد حضرت علی و روز پدر چقدر بهمون مزه داد.مولودی تو هتل مکه

یادش بخیر!اینقده دلم تنگ شده واسه مکه که نگو.چه حال و هوایی داشتیم موقع احرام

موقعی که برای اولین بار چشممون به خانه ی کعبه افتاد.همگی سجده کردیم و تا به حال

سجده ای به شیرینی سجده تو مکه نداشتم.اون لحظه حس عجیبی بود،حال و هوایی داشتیم

خدا بود،انگاری ما بیش از حد نزدیکش بودیم.دیدن عظمت خانه ی کعبه واقعاً جالب بود.

من یکی که چشم برنمی داشتم از خانه ی کعبه.تقریباً ۴ گوشه ی خانه ی کعبه ما

نماز خوندیم.یادش بخیر! روضه ی پیامبر تو مدینه هم خیلی باصفا بود و خیلی شلوغ بود

فکر کنین همه حمله ور می شدن به طرف درهایی که این عرب ها باز کرده بودن واسه رفتن

به سمت روضه!ساعت خاصی داشت و فقط صبح در را باز می کردن.تقریباً ۶تا در داشتن که

باید حدس می زدنی الان کدوم درو باز می کنن که قسمتت بشه بتونی بری تو!

زودی هم درها رو می بستن.ازشون که می پرسیدی  کدوم درو باز می کنین اشاره میکردن

بیاین اینجا!(البته ما گولشونو نخوردیم فهمیده بودیم دارن ایرانیا رو دست به سر می کنن تا

نتونن برن تو روضه پیامبر و زیارت کنن و نماز بخونن)!

این عرب ها یَک  اُعجوبه ای بودن واسه خودشون که حد نداره.

توی مکه حلقه ی من گم شد .   یک روز هم با مامانم رفتم که به سنگ

 آسمانی(حجر الاسود)  دست  بزنم که تا داشت دستم میرسید یک مرده(ایرانی بود)

دستمو کشید گفت بیا بیا !

دستمم به سنگ خورد ولی واقعاً بدم اومد.چون این کار اصلاً درست نیست.

واسه دست زدن به سنگ یا مردا بهت می خوردن یا مسائل نامحرمی حفظ نمی شد و همه

چه عرب چه ایرانی فکر می کردن موقعی که مُحرمَن انگار مَحرمَن!

برای همین من طرف سنگ نرفتم ولی با اصرار مامانم دیگه مجبور شدم.خدا رو شکر هیچ کس

به من نخورد و کاملاً مواظب بودم.فقط تو اون گیر و دار یک نگهبان تپل و جوون عرب(از طلبه هاشون)

بهم گفت عینکت نشکنه منم نفهمیدم چی می گه گفتم چی؟(البته دستمو  تکون دادم که

چی می گی؟)با دستش اشاره به صورتش کرد(آخه اونم عینکی بود)مثلاً گفت:عینکت نشکنه

منم گفتم:شکراًخلاصه،داشتم می گفتم تو اون وضعیت کاملاً همه مسائلو حفظ

کردم اما ناغافل یک مرده دلش سوخت دست منو کشید گفت بیا بیا دستت دیگه رسید!

منم اخم کردم و گذاشتم رفتم!

(سنگ حجر الاسود)

 

یا تو موقعی که محرم بودیم و داشتیم ۷ دور،دور حرم می گشتیم مامانم تعریف می کرد

می گفت:یک آن دیدم یکی دستشو گذاشته رو شونم و داره باهام میاد.می گفت:احساس

خوبی نداشتم و از طرفی هم نمی تونستم برگردم پشت سرمو نگاه کنم چون احرامم باطل می شد

خلاصه می گفت:یک نیگا زیر چشمی کردم دیدم نِگا  کن تو رو خدا مرده(سیاه پوسته)دستشو

گذاشته رو شونه من داره باهام میاد .دیگه نمی دونم بهش چی گفته بوده که

 دستشو برداشته بوده!

جِدنا خیلی ها تو حالت احرام که هستن فکر می کنن به طرف مقابل محرم می شن!

یکی دیگه هم خاطره ی بابامه که تعریف می کرد دستم به حجر الاسود که رسید دیدم

یکی یک گاز از دستم گرفت و می گفت:که هیکلی و عرب بود و در ضمن مُحرم هم بوده!

که بابامو می زنه کنار و میاد سنگو بوس می کنه که بابامم میزنه رو شونش و بهش

می گه حجکم مقبول!خیر سرش مثلاً مُحرم بوده.اینا که این چیزا حالیشون

نیست!

چه خاطره هایی تو مکه و مدینه داشتیم یادشون بخیر.اگه بخوام تک تکشو بگم کلی وقت می بره.

ایشا الله همتون قسمتتون بشه یک عمره مفرده  برین وعظمت خانه ی

کعبه و وجود خدا را حس کنینموفق باشین

(اینجا مدینس)

(چه کوچولوی ناز و  بانمکیه نه؟؟؟تو مسجد پیامبره که کنار مامانش خوابیده)

(عکس های گرفته شده توسط خودمون)

 آدرس عکس ها روهم میذارم اگه تو وبم احیاناً دیده نشد اینجا بتونین ببینین راستی

 پدرم در اومد از بس منتظر شدم تا آپلود بشن

http://iresa1369.persiangig.com/Untitled-1.gif

http://iresa1369.persiangig.com/Picture%20makeh%20010.jpg

http://iresa1369.persiangig.com/Picture%20makeh%20150.jpg

+ تاريخ سه شنبه 1386/04/26ساعت 1:41 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

سلام...

امروز اول رجبه و کلی اعمال داره پس فرصتو از دست ندین!

قسمتی از اعمال رو تا اونجایی که می دونم ایناس حالا واسه اطلاعات بیشتر می تونین

به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنین در قسمت اعمال شب اول رجب!

میتونین امروز روزه بگیرین،زیارت عاشورا بخونین،غسل کنین،شب زنده داری کنین.از امشب

تا نماز صبح بیدار بمونین و ...

*ثواب روزه در ماه رجب*

امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند :

رجب ماه بزرگی است که حسنات مضاعف و گناه پاک میشود هر کس که یک روز از این

 ماه را روزه بگیر آتش دوزخ صد سال را از او دور سازند و رسول خدا(ص) فرمودند :

آگاه باش هر کس یک روز از روزهای رجب را با ایمان و خواستن اجر روزه بگیرد سزاوار

 خوشنودی بزرگ خداوند شود و در آن روز به واسطه آن روزه غضب الهی از او دور گردد و

 یک در از درهای دوزخ بر روی او بسته شود .

امام صادق فرمودند :

هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد خداوند او را از شدت سکرات مردن و از هول مرگ

و عزاب قبر ایمن گرداند و از صراط به آسانی بگذراند . و چون به قیامت شوند منادی از میان

عرش ندا کند رَجَبیون کجایند ؟ پس گروهی برخیزند که نور رویشان تمام محشر را روشن

 میشود و تاج پادشاهی بر سر ایشان است .

امیر المومنین علی (ع) فرمودند :

هر کس از ماه رجب یک روز اول و وسط و آخر آن را روزه بگیرد گناهان گذشته

 و آینده او (بشرط تقوی) آمرزیده میشود .

                                                         

نمازهای شب اول رجب :

نماز اول :

بیست رکعت نماز (به نیت نماز شب اول رجب) که بعد از حمد سوره توحید را بخواند .

نماز دوم :

دو رکعت نماز (به نیت نماز شب اول رجب) که در رکعت اول بعد از حمد سوره الم نشرح

 و سه بار توحید بخواند و در رکعت دوم بعد از سلام سی بار بگوید «لا اله الا الله» و سی

بار صلوات فرستد .

نماز سوم :

سی رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد یکبار سوره کافرون و سه بار سوره توحید .

نماز چهارم :

در رکعت نماز به صورت پنج نماز دورکعتی که بعد از حمد صدبار توحید بخواند و بعد از نماز

هزار بار «لا اله الا الله» بگوید .

نماز پنجم :

از رسول خدا نقل گردیده که هر کس در ماه رجب دو رکعت نماز بخواند و بعد از حمد

در هر رکعت پنجاه بار توحید بخواند همانند آن است که صد سال روزه گرفته است .

                           التماس دعا

                              مفاتیح الجنان / معراج مومن

  بازم تاکید می کنم دعا یادتون نره 

 

+ تاريخ دوشنبه 1386/04/25ساعت 1:20 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدای بخشنده و مهربون*

سلام...

اول از همه تولد رهبر عزیزمونو تبریک بگم و امیدوارم تا ظهور آقا(امام زمان)

پا بر جا باشن!

 

فردا کلاس دارمبعدش نوبت میرسه به عقد خواهرم و چقدر روز و عمر

زود میگذرهانگاری همین دیروز بود داشتم واستون می گفتم که کی مراسم چیه و

...!خیلی بده عمر و وقت هایی که در اختیارمون گذاشتن زود میگذره و

امروز تو برنامه آقای حسنی(همون فرزاد خودمون)تازه فهمیدم که به شب

آرزوها نزدیک می شیم و چه شبیه اون شب!

 اسم شب آرزوها رو که می شنوم یک جورایی می شم خیلی خوشم میاد

یعنی می شه یک روز هم آرزوهای من برآورده بشه؟

یک عالمه قلب تو وجودم دارم!

قلب اول مخصوص اونیه که سرچشمه همه قلباس آره همون الله رمز وجودم!

یک قلب دارم که مخصوص خود خودته آره تو!

یک قلب دیگه دارم که مخصوص خود خود شماست آره خانواده ام یعنی وجودم!

یک قلب دیگه دارم که مخصوص خود خود خود همه ی شماست

آره همه شما دوستام!

یک قلب دیگه دارم که به هیچ کس نمیدم می دونی چرا؟

چون باید از وجودم بره بیرون ،اون لایق این همه دوست و عشق و و جود و... نیست!

پس برو بیرون !

گفتم وجودم پر از قلبه !یادته؟حالا تعجب کردی چرا همش ۴ تا قلب دارم درسته؟

خب این قلبا همشون با این که ۱ قلب محسوب می شن اما خودشونم عشق و وجود و

... دارن پس عشق و وجود اون ها هم تو وجود من هست !حالا فهمیدی؟

+ تاريخ یکشنبه 1386/04/24ساعت 0:37 AM نويسنده ایرسا |

*به نام روزی دهنده بی منت*

سلام

ممنون از نظرات قشنگتون چشماتون قشنگ می بینه

 

زن زندگی شما کدومه؟

·  زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

·  زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

·  زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده،

ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!

·  زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار

 نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!

·  زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل

 حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!

·  زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!

·  زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!

·  زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!

·  زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!

·  زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين،

 از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه.

 اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين

 پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين!

 فعلاً

 

 

+ تاريخ شنبه 1386/04/23ساعت 1:12 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدایی که مهربونه*

سلام...

الان شدیداْ اشکم دم مشکمه و تو حال خودم نیستم.داشتم این پستو می نوشتم

مثل این که قسمت نبود شماها بخونین ولی من موقع نوشتنش کلی اشکم در اومد.

مثل این که خدا یک چیزی می دونسته که نخواسته این آپم بشه

(اگه باورتون نمی شه گریه می کنم  خب نشه)

بیخیال خدا خودش کمکم می کنه و می دونه چی تو دلم میگذره

امروز با زهرا و احسان رفتیم سپهرسالارواسه خریدن صندل!

بیشتر مغازه ها کفشای قشنگ و جالب آورده بودن و واقعاْ دهنم آب افتاد.

به خواهرم گفتم:نه به اون موقع که دنبال کفش قشنگیم هیچ کفشی نیست.

اونم گفت:آره حالاشم که به صندل شیک احتیاج داریم پیدا نمی شه و همش کفشه!

خلاصه موقع اذون شد رفتیم در به در دنبال مسجد و از یک آقایی پرسیدیم و راهنماییمون کرد

۳ تا کوچه بالاترهنمازمونو به جماعت خوندیم و  بعد گذروندن ۳ یا ۴ مغازه  چشمم به یک

صندل قشنگ و شکیل افتاد.رفتیم قیمتو پرسیدیم مناسب بود.دیگه صندلو پام کردم و خوشم

اومد.خونه که اومدم تازه فهمیدم ۱ سایز بزرگهولی مرده گفت این آخریشه دیگه گرفتمش!

زهرا هم این صندل منو پسندیده بود و بهم گفت:مثل این که من عروسماااااا

منم گفتم:من خودم بهت گفتم:اینو ببین چقدر نازه

خلاصه یک نموره پکر شد که چیزی گیرش نیومده.چند تا مغازه پایین تر را که

رد کردیم چشمم به یک صندل

قشنگ افتاد (حتی از نظر خودم از مال خودمم قشنگتره ولی مامانم می گه مال تو قشنگه)

به زهرا گفتم اینو ببین چقدر نازه دیدیم نقره ایشو نداره.

لباسش سبزه اما چون می خواد صندله رو چند جا بپوشه می خواست نقره ای بخره.

این صندله که بهش گفتم:سبزش خیلی قشنگ بود من که خیلی خوشم اومد.دیگه احسان هم

هی گفت:اینو بگیر منم هی رو مخش راه رفتم و آخر راضی شد احسان بره قیمتشو

بپرسه دیگه قیمتشم واقعاْ توپ و مناسب بود تا این که  رفتیم تو و همین رنگ سبز را انتخاب کرد.

ولی خیلی قشنگه صندلش من که خوشم اومد. شما چی؟

ماشاء الله لا حول ولا قوة الا بالله علی العظیم

 

 

 

+ تاريخ جمعه 1386/04/22ساعت 1:17 AM نويسنده ایرسا |

*به نام آن که رمز وجودی همه ی دل های باصفاست*

سلام...

 

 

راسیتش امروز از بعضی جهات خیلی بهم خوش گذشت و لذت بردم.

امروز رفتم ساختمان اداری بلال واسه گرفتن سکم

خلاصه از فضای اطرافش هر چی بگم کم گفتم ،از لحاظ سر سبزی که حرف نداشت و مثل

پارک  بود .واردش که شدیم خیلی شیک و جالب بود.

هر کدوم از کارمندا اتاق های جدا برای انجام کارهای مختلف داشتن.مثلاْ ما رفتیم قسمت

مالیاتها و امور اداری.قبل از هر چیز باید بگم فعلاْ تا اطلاع ثانویه بهم اجازه ندادن در مورد این که

امروز چه اتفاقی افتاد صحبت کنم و این هم نظر مادرم است که گفت:فعلاْ از موضوع امروز

چیزی ننویس.خلاصه که محیطش خیلی با صفا و جالب بود و اما این که آیا بالاخره

من سکه ام را گرفتم یا نه و چه اتفاقی برای سکه ام رخ داده و آیا باز دغل بازی درآوردند یا نه

بمونه واسه وقتی که  اجازه گرفتم و اجازه صادر شد واسه حرف زدن من!

یک سوال که دیشب به ذهنم رسید و مشتاقم که  جوابشو همتون بدین البته

هر وقت آماده شدی واسه جواب دادنش حتماْ بیا و جوابشو واسم بنویس.

من این پستمو تا ۲ روز میذارم پس منتظرم ببینم چه جوابی واسش میذاری.البته قسمت نظرات

رو هم تنظیم می کنم که فقط خودم بتونم بخونم اگه دوست داری کسی هم از نظرت با خبربشه

می تونی تو نظرت بنویسی که اینو واسم تایید کن.

و اما سوال:اگر بهت الهام بشه یا یک جوری متوجه بشی که ۵ دقیقه دیگه قراره بمیری چی کار

می کنی؟

می دونم سوالش نیاز به فکر کردن زیاد داره و خیلی سخته ولی خیلی دوست دارم بدونم

دوستام چه جواب هایی واسش میدن.

پس این پست تا ۲ روز باقی می مونه،یعنی تا پنجشنبه

جواب خودم هم باشه بعد جواب های شما

+ تاريخ سه شنبه 1386/04/19ساعت 11:45 PM نويسنده ایرسا |

 خدایا با ما آن کن که خودت شایسته ی آن هستی

 

روش های لاغر شدن


اگر هر کدام از عکس ها باز نشدند روی آن عکس
رایت کلیک کنید و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید.

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه 1386/04/19ساعت 1:15 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدای بخشنده و مهربون*

اول از هر چیز یک تبلیغ بزرگ:به این وبلاگ سر بزنین نه اینکه دوستمه هااااا

نه فقط بشینین بخونین پستاشو جالبه مخصوصاْ ماه ها و سنبل هاش

سلام...

چند روز پیشا داشتم تلویزیون تماشا می کردم .صحنه ای از فیلمی رو

دیدم که بازیگره(مهدی پاکدل)داشت می زد زیر گریه،خب مظلوم نقششو

بازی می کنه و آدم میره تو حس!خلاصه یکدفعه وقتی گریشو دیدم داشت

گریم می گرفت.تو یک فیلم دیگه(به قول مریم تبلیغ نشه)هم دیدم یک بازیگر

مرد دیگه هم داشت می زد زیر گریه و مظلوم واقع شده بود.

خلاصه به بابام گفتم:بابا خیلی دلم می سوزه وقتی مرد گریه می کنه و اشکم در

میاد،بابامم آروم گفت:تا دل مرد نشکنه هیچ وقت گریه نمی کنه.

با خودم گفتم:یک مدت دنبال جواب همچین سوالی بودم

حالا هم به جوابم رسیدم و اون روز واقعاْ دلم سوخت.ولی خانوما نه چون ظریفن و

دل نازکن  خیلی زود سر هیچ و پوچ گریشون می گیره.(نمونش خودم)

ولی مردا خوب طاقت دارن و اگرم دلشون بشکنه بدجوری خالی می شن

با خودم گفتم:بیچاره شوهر آینده من!(بچه های وبلاگ:اِ اِ اِ ایرسااااااا فعلاْ وقتش

نشده و بزرگ نشدی از این حرفا می زنی ها)ایرسا:بابا دارم می گم،

(بچه های وبلاگ:نمی خواد بگی فعلاْ زوده فمیدیییی؟)ایرسا:بله

ببینین خودتون نمی ذارین من حرفمو بزنما!!!اصلاْ لازم نکرده بدونین

چرا همسر آینده بنده بیچارس!(حالا از فضولی بترکین)

اینم آهنگ مدرسه موش ها

خودمونیما عجب زن قناصیه ها! درست نوشتم؟

+ تاريخ دوشنبه 1386/04/18ساعت 1:0 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

 

بی تقلب؟ هرگز!

حتی اگر شما را از همرزمانتان جدا کنند

حتی اگر تجهيزاتتان  را بگيرند

 

حتی اگر تفتيش بدنيتان کرده

 تک تک لباسهايتان را وارسی کنند

و شما را بی دفاع مقابل برگه امتحان بگذارند

باز هم ميتوانيد...

+ تاريخ یکشنبه 1386/04/17ساعت 1:56 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدای مهربون*

سلام...

خدا رو شکر حالم بهتره و اصلاً معده درد و حالت تهوع دیگه ندارم و دیشب هم خوب

خوابیدم.ممنون از دعاهاتون!

دیروز که داشتم تیکه هایی از کتاب صلوات را می نوشتم با خودم گفتم عجب

این قسمتش که در مورد بیمه شدن از گناه تا یک ساله جالبه ها کلی خودم روزی

که  متنشو خوندمش حال کردم.

می گم یک نکته های عجیب غریبی توش هست که آدم تا صبح هم که باشه

می شینه پاش تا کمک حالش باشه نه؟!

این بار هم از کتابش می نویسم و لی چون می دونم که ممکنه واستون کتابش تکراری بشه

و ممکنه هر کسی حوصله خوندن نداشته باشه دیگه نمی نویسم و اگر خواستین

می تونین از امامزاده صالح بخرینش

 بگذریم بریم سراغ  کتاب!

فوائد صلوات

رسول خدا(ص)فرمود:۱ـ در مقابل ۱۰۰ صلوات، خدا ۱۰۰ حاجت را برآورده می کند.

۲ـ با صدای بلند صلوات فرستادن،نفاق را برطرف می سازد.

۳ـ صلوات فرستادن موجب اکیزه شدن عمل هاست.

۴ـ هر کس ۱ مرتبه صلوات بفرستد،خدا در عافیت را بر او می گشاید.

۵ـ صلوات فرستادن فقر را برطرف می سازد.

۶ـ هر گاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند،

صلوات موجب می شود آنرا به خاطر بیاورد.

۷ـ صلوات دشمن دیرین و همیشه در کمین ،یعنی ابلیس را ذلیل و خوار می نماید.

۸ـ هر که بر رسول خدا (ص) صلوات بفرستد،خدا و ملائکه بر او صلوات می فرستند.

۹ـ صلوات فرستادن انسان را شبیه ملائکه می نماید و از رحمتی که

 ملائکه در آن غرق هستند به او سهمی می رسد.

۱۰ـ انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خلیلی می رسد،چنان که

ابراهیم(ع) به مقام خلیلی نائل آمد.

۱۱ـ سزاوارترین و نزدیک ترین مردم در روز قیامت به رسول خدا کسی است که در دنیا

بر آن حضرت بیشتر صلوات فرستاده باشد.

۱۲ـ رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع) فرمود: هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت

من بر او واجب می شود.

۱۳ـ حضرت رضا (ع) فرمود: هر کس قادر بر کفاره ی گناهان خود نباشد صلوات بسیار بفرستد

که صلوات بر محمد وآل محمد گناهان را می ریزاند.

۱۴ـ امیرمومنان علی (ع) فرمود:صلوات فرستادن در محو کردن

 گناهان شدیدتراست از فرو نشانیدن آتش توسط آب

شیرینی عسل

روزی حضرت محمد مصطفی(ص) و امیرمومنان علی(ع) در میان نخلستان نشسته بودند که زنبور

عسلی شروع کرد دور یغمبر (ص) چرخیدن. یغمبر(ص) فرمود:یا علی! می دانی این زبور چه می

گوید؟حضرت علی(ع) فرمود:خیر. رسول اکرم(ص) فرمود:این زنبور امروز ما را مهمان کرده،می گوید:یک

مقدار عسل در فلان محل گذاشتم،امیرمومنان(ع) را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد.

امیر مومنان (ع) بلند شد و عسل را از آن محل آورد. حضرت رسول (ص) فرمود: ای زنبور!

 غذای شما که از شکوفه ی تلخ گل است،به چه علتی آن شکوفه به

 عسل شیرین تبدیل می شود؟زنبور گفت:یا رسول الله! شیرینی این عسل از برکت

 ذکر وجود مقدس شما و آل شماست،چون هر وقت مقداری از شکوفه

 استفاده  می کنیم همان لحظه به ما الهام می شود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم.

وقتی که می گوییم:((اللهم صل علی محمد و آل محمد)) به برکت صلوات بر

شما عسل ما شیرین می شود.

 

 

 یاد میکی موز (زمان بچگی)و میکی موس(حالا) بخیر

 

+ تاريخ شنبه 1386/04/16ساعت 1:37 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

سلام...

امروز (روز پنجشنبه ساعت ۷ صبح) خیلی حالم بد بود .قلبم تند تند می زد و هر لحظه امکان

بالا آوردنم زیاد  بود.هر یک ساعت ۱ بار سه بار حالم بهم خورد

 تا قرص ضد تهوع هم خوردم اصلاْ

انگار نه انگارخلاصه تا این که مامانم کوتریموکسازول ۲ تا بهم داد و تونستم بالاخره

ساعت ۷ صبح بخوابم.تا خود ۷ صبح بیدار بودم و خوابم نمی رفت از بس نشستم فکر کردم

خلاصه که معدم بد جوری درد می کنه با این حالم نشستم پای کامپیوتر.

دعام کنینااااااا

دلم نیومد  ادامه کتاب صلوات را واستون ننویسم

پس نکته های جالبشو می نویسم:

نوشتن صلوات

رسول خدا(ص) فرمود:هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد،تا زمانی

که نام من در آن کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه خداوند طلب آمرزش می کنند.

صلوات ناقص

رسول خدا(ص) فرمود:هر کس بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من  صلوات نفرستد،بوی بهشت

به او نمی رسد،در حالی که بوی بهشت از راه پانصد ساله استشمام می شود.

رفع فقر با صلوات

رسول خدا(ص) فرمود:صلوات فقر را برطرف می کند.

دیدار امام عصر(ع)با صلوات

امام صادق(ع) فرمود:هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:((اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم))نمی میرد تا این که حضرت مهدی را درک کند و به ملاقاتش نایل آید.

سخن بدون ذکر

رسول خدا(ص) فرمود:سخنی که بدون ذکر نام خدا و صلوات بر من آغاز شود بی نتیجه می ماند

و دور از خیر و برکت می باشد.

بیمه با صلوات

امام صادق(ع) فرمود:هر کس بعد از نماز ظهر روز جمعه،سه مرتبه بگوید تا جمعه دیگر در امان است:

الْلّهُمَ اجْعَلْ صَلَواتِکَ وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ وَ رُسُلِکَ عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ وَ عَجِلْ فَرَجَهُمْ

(خدایا درودهای خود،و درودهای فرشتگان و فرستادگانت را بر محمد و خاندان محمد قرار ده و در

گشایش امر خاندان پیامبر شتاب فرما.

بیمه شدن از گناه تا یک سال

امام صادق(ع) فرمود:هر که در روز جمعه،بعد از نماز صبح بگوید تا یک سال هیچ گناهی بر

او نوشته نمی شود:

الْلّهُمَ اجْعَلْ صَلَواتِکَ وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ  وَ حَمَلَةِ عَرْشِکَ وَ جَمیعِ خَلْقِکَ وَ سَمائِکَ

وَ اَرْضِکَ وَ اَنبیائِکَ وَ رُسُلِکَ علی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 

بهترین عمل در روز جمعه

امام صادق(ع) فرمود:هیچ عملی در روز جمعه برتر از صلوات بر محمد(ص) و آل محمد نیست.

فعلاْ دارم از کمر درد و معده درد می میرم پس ما بقیش اگر باز استقبال کننده بود بعداْ می نویسم.

فعلاْ خداحافظ

 

 

+ تاريخ جمعه 1386/04/15ساعت 2:2 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

سلاممممممممم،امروز روز خیلی عزیزی است.

ولادت  با سعادت حضرت فاطمه(س) را به همتون تبریک می گم و امیدوارم  تو این

روز احترام مادرتونو حفظ کنین البته این کار باید همیشگی باشه نه فقط امروز که روز مادره

بلکه همیشه احترام پدر و مادر باید سرجاش باشه.

چند روز پیش بود یک گل فروش سر چهارراه اومد و بابام هم گفت:گل می خواین؟

گلای روزشم چشم من یکیرو گرفته بود،مامانم گفت:نه ولی من گفتم:می خوام

دیگه بابام پنجرشو داد پایینو یک دسته گل رز قشنگ واسم خرید.

گفتم:یادت نره روز مادر برای منو زهرا هم باید بخریااااااا

گفت:واسه تو باید روز کودک بخرممن:آخه اون روزشم نمی خری

به مامانم گفتم:این همه گل احسان واسه زهرا میاره پس من چی؟

خب بابامم واسه من گل خریده دیگهمامانمم می خندید

اینم گلمه که روز دوشنبه بابام خریده

در آخر یک تبریک مخصوص هم به مامان خانومی خودم می گم

مامان عزیزم روزت مبارک و امیدوارم همیشه و در همه حال سایه ات بالای سرم باشه.

 این پست تا فردا هست.

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه 1386/04/13ساعت 6:46 PM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

بازم روز از نو و روزی از نو

قراره یک کارایی بکنم فکر کنم جالب باشه البته ...می دونین چیه؟

 چجوری بگم آخه؟بذارین یک جور دیگه بگم قراره دیگه آهنگ نذارم اما بجاش یک چیز

دیگه بذارم البته اول باید از خانوادم اجازه بگیرم بعد!

قراره گفتم دیگه یک اقداماتی برای پیشرفته شدن وبلاگم به عمل بیادکه حالا اگر طرحم

جالب باشه و خانوادم اجازه بدن حتماْ عملیش می کنم پس فعلاْ یک سوپرایزه یا بقول

بچه ها گفتنی:سوپ ریزه

شبا که ساعت۳:۳۰یا  ۴می خوابم به سرم خیلی فکرای جالبی می زنه نمی دونم چون

سکوته و همه خوابن و شب عامل آرامشه اینجوریه  که فکر آدم باز می شه یا نه؟

خلاصه که شبا ممکنه تا ساعت ۵ خوابم نبره اونوقت از اون ور ساعت ۴ بعدازظهر رو

شاخشه که از خواب بیدار می شم

(اصلاْ یکی نیست بگه چه ربطی داشت ایرسا؟)

از بس کم می خوابم که زیر چشمم گود رفتهشوخی کردم زیاد جدی نگیر

چند روز دیگه بیشتر به عقد که ۲۴ تیر است و نامزدی که ۲ مرداده نمونده و ما هفته پیش

بود که رفتیم لباسامونو گرفتیم.البته من لباس گرفتم خواهرمم هفته پیشش گرفته بود

لباسم کاملاْ بی نظیره و دلتون بسوزه مدل باربیهخواهر عروسی گفتن  دیگههه

آرهههههه

 (اصلاْ چه ربطی داشت ایرسا؟بلد نیست حرف بزنه میاد وب می نویسه)

حالا از این چرت و پرتا بگذریم. خواستم بگم اصلاْ کسی زیاد از

این کتاب صلوات ... استقبال نکرد من هم گفتم دیگه مطالبشو نمی نویسم

گفتم تو پست بعدش می نویسم  دیدم  نظرات چیز دیگه ای می گه

(بچه های بزرگ وبلاگ:نگا کن تو رو خدا این دختر خجالت نمی کشه ۱۷ سالشه

برداشته آهنگ عمو پورنگو گذاشته!)

ایرسا:

موفق باشین

+ تاريخ چهارشنبه 1386/04/13ساعت 0:31 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

 

سلام،نمی دونم چرا این روزا البته گاهی اوقات دوست دارم مطلبم سیاسی باشه

البته زیاد از سیاست خوشم نمیاد بیشتر دوست دارم حرف دلمو بزنم.

می دونین چیه ؟من بیشتر طرحای آقای احمدی نژاد(رئیس جمهور محبوبم)را دوست دارم

و ممنونش هم هستم اما طرح سهمیه بندی بنزین با این که می دونم برای حفظ بنزین و ...

تلاش می کنن تا استفاده کمتر ،خرج کمتر و زندگی بهتر بشه اما عوضش زندگی بیشتریا

بهم ریخته.پریروز که رفتم کلاس دیدم معلمم می گه وایییی چقدر گرمه.

بهش می گم:خب چرا کولر ماشینتو نزدی؟گفت قربونت برم خوابی بنزین سهمیه بندی شده هااااا

مگه چقدر بنزین می زنیم که حالا بخوایم از کولر هم استفاده کنیم؟

البته این چیز خیلی جزئی است اما این طرح از طرفی مزایای خوبی داره از طرفی

مزایای بد!خوبش تو همین کم مصرف کردنه و عادت دادن مردم به صرفه جویی و کم خرج شدن

مخارج اقتصادی مملکت،کمتر شدن ترافیک وآلودگی هوا و غیره!

البته طبق فرمایشات آقای احمدی نژاد الان فعلاْ طرح گاز سوز شدن خودرو ها

داره میاد وسط که البته فعلاْ سی ان جی کمه دارن وارد می کنن اینم خوبه هاااااا اما

داشتم از مزایای بدش هم می گفتم.مزایای بدش همین مشکلات ۹۰٪ مردم است

البته قراره به اونایی که بنزین واسشون کمه  بنزین بیشتری داده بشه.پس این طرح فعلاْ

ابتدایی است و در مرحله شروع هستش وقت می بره تا طرح بین مردم جا بیفته و

باید کمی صبر به خرج داد.آقا! رئیس جمهور متفکر و فعالمونو دست کم نگیرین

راستی این مانتو هایی که ایران ساخته یکم داره پیشرفته می شهقبلاْ حتی چادریاشم

از طرحا و مدلای مانتوهای تو نمایشگاه حالشون بهم می خورد چه برسه به مانتو ایها

اگه طرحاشون قشنگ باشه فکر نکنم دیگه کسی پاشه بره از طرح های خارجی ها استفاده کنه.

این منماااااا

راستی یادم رفت بگم این طرح سهمیه بندی توی کشور انگلیس هم رایج است اما هیچ

کدومشون مثل مردمم ایران اینقدر با خشونت باهاش برخورد نکردناااااا

یکم فرهنگمون درست درمون باشه بد نیستاااااااا

 اینم قابل توجه اونایی که هنوز طرح چند ساعت ازش

نگذشته بود برداشتن چهارشنبه سوری به راه انداختن

در ضمن خیلی ها سر این طرح  سهمیه بندی بنزین مخالف احمدی نژادشدن

بابا اینقدر هم خوب نیست زود جا بزنی ها منم مخالف طرحم ولی  یکم صبر به خرج بدی درست

می شه مطمئن باش

به جان خودم دو دقیقه دیگه یکی میاد می گه تو فعلاْ بچه ای این حرفا رو نزن

خب من زودتر جوابشو بدم:خوش به حال تو که بزرگی بزرررررررگ

(شوخی کردم)

*اللهم صل علی محمد وآله محمد و عجهل فرجهم*

 

 

+ تاريخ سه شنبه 1386/04/12ساعت 0:25 AM نويسنده ایرسا |

به نام خدا

سلام،یک فیلمیه که دوست دارم شما هم ببینین.البته فیلم که نیست یک سخنرانی

جالب و خنده داره که آقای دانشمند سخنرانی می کنند.خواستم تو وبلاگ 

 تو این پستم فیلم به نمایش در بیاد اما خب نشد ولی فایلشو میذارم

 دوست دارین دانلود کنین.چون در خصوصش

باید نظر بدین در ضمن من می فهمم کی الکی نظر داده ها!!!!!!

http://iresa1369.persiangig.com/HAJI.3GP

اینم لینک

+ تاريخ دوشنبه 1386/04/11ساعت 0:24 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خداوند بخشنده مهربان*

سلام،به تازگی یک کتاب به دستم رسیده به اسم صلوات کلید حل مشکلات

کتاب جالب و خوبیه واسه کسایی که دوست دارن به حاجتشونبرسن حتمی و ۱۰۰٪ است.

حالا من معرفیش می کنم ولی حتماْجایی چشمتون خورد بخرین ضرر نمی کنین.(خوددانی)

نام کتاب : صلوات کلید حل مشکلات،ناشر:موسسه فرهنگی انتشاراتی جمال

چاپ:گل ها،قیمت:۸۰۰ تومان،نویسنده:علی خمسه ای قزوینی(معروف به حکیم هندی)

موبایل نویسنده:۰۹۱۲۱۰۹۹۶۶۷

پخش مرکزی:۳۴۴۲۵۲۰-۰۲۶۲ 

برای پخش کتاب صلوات کلید حل مشکلات و دیگر آثار حکیم هندی نمایندگی فعال

پذیرفته می شود.

نمایندگی های قم:۷۷۴۹۱۱۹-۰۲۵۱

۷۷۴۶۳۵۳-۰۲۵۱

نمونه ای از نوشته های جالب این کتاب:

محو شدن گناهان با صلوات             

حضرت محمد(ص) فرمودند:هرکس یک بار بر من صلوات بفرستد،از گناهان او ذره ای 

باقی نمی ماند.

ثبت نشدن گناهان تا سه روز با صلوات

پیغمبر خدا(ص) فرمود:هرکس یک مرتبه بر من صلوات بفرستد،آن دو ملکی که محافظ رفتار

او هستند،تا سه روز هیچ گناهی برای او نمی نویسند.

صلوات سپر آتش جهنم

حضرت محمد(ص) فرمودند:کسی که بر من صلوات فرستد هرگز داخل آتش جهنم نخواهد شد.

دیدن بهشت با صلوات

حضرت محمد(ص) فرمودند:هر کس هر روز هزار صلوات بر من فرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای

خود را در بهشت ببیند.

درمان فراموشی با صلوات

رسول خدا(ص) فرمود:وقتی چیزی را فراموش کردید،بر من صلوات بفرستید که موجب یادآمدن

آن چیز خواهد شد.ان شاء الله تعالی

صلوات رمز خواب دیدن پیامبر

کفعمی در حاشیه مصباح نوشته است:در کتاب خواص القرآن نوشته است:هر کس شب جمعه

پس از نماز شب،هزار بار سوره ی کوثر را بخواند و سپس هزار بار صلوات بر محمد وآل او بفرستد،

پیغمبر (ص) را در خواب می بیند.

مداومت به صلوات رمز خواب دیدن پیامبر

در کتاب (جذب القلوب)  عبدالحق دهلوی آمده است:یک راه برای خواب دیدن پیامبر خدا هست

و آن صلوات مداوم بر آن حضرت فرستادن است،با طهارت و بدین نحو:«اللهم صل علی محمد

وآله و سلم کَما تٌحِبّْ  وَ تَرضی»

تا اینجا کافیه.جاهای جالبترش باشه واسه بعد ولی پیشنهاد می کنم حتماْ کتابشو بخرین.

راستی در مورد دعا و آداب دعا گفته شده که طوانی است و اون هایی که واقعاْ مایلند

به خواستشون برسن می تونن با تهیه این کتاب به مراد دلشون برسن.

یاحق و حداحافظ

 

 

+ تاريخ یکشنبه 1386/04/10ساعت 1:22 AM نويسنده ایرسا |

* به نام خداوند بخشنده مهربان*

سلام.در خصوص مطلب دیروز باید بگم منظورم برنامه

عموپورنگ بود نه شخص عموپورنگ

خب از همتون ممنونم بابت مرتب سر زدنتون به وبلاگم

امروز می خوام در رابطه با اونایی صحبت کنم که خیلی نسبت به بچه هاشون

بی تفاوت هستن و اصلاْ یک نوجوون را درک نمی کنند.

البته خانواده خودم کاملاْ در همه امور منو راهنمایی می کنندو نظرات خودشونو می گنو

انتخاب را به عهده خودم میذارن .نمونش همین مجری گری و

وارد شدن به صدا و سیما!مخالفن ولی باز به عهده خودم میذارن

خیلی از خانواده ها واسه انتخاب رشته بچه هاشون خودشون تصمیم می گیرن

و اصلاْ به خواسته فرزندشون توجه نمی کنن.

با چشم خودم دیدم نمونش تو فامیلمون بود که خانواده مخالف بودند دخترشون بره انسانی

و به زور فرستادنش ریاضی و آخرشم سال بعدش دختره مجبور شد دوباره

یک سالشو  هدر بده بشینه انسانی بخونه و واقعاْ خانوادش پشیمون شده بودن که نذاشته

بودن دخترشون از همون اول  نظرشو بگه که چه رشته ای دوست داره.

دومین موضوع هم شغل جووناس! خیلی بده چند روز پیش پسر عموم داشت تعریف

می کرد که سوار تاکسی شده و طرف فوق لیسانس روانشناسی بوده و راننده

تاکسی شده، می گفت:کلی باهام درد و دل کرد و گفت:حیف این همه درس خوندم

آخرشم شدم راننده تاکسی.

خیلی بده آدم این همه درس بخونه و آخرشم تو جامعه بیکار بگرده حتی واسه فوقشم

کار نیست.اگر هم باشه با حقوق خیلی کم مثلاْ ۱۰۰ تومن

این همه که آرزو دارن دکتر بشن همشون بیکارن و باید یک پولی خرج کنن

تا حد اقل واسه خودشون مطب بزنن که اون هم کلی هزینه می بره سر اجاره یک

آپارتمان

خیلی سخته درست نمی گم؟مخصوصاْ واسه آقایون که خرجی خونه را میارن

واقعاْ سخته تو این دوره زمونه پول درآوردن

خب همین دیگه

مواظب خودتون باشین.دوستون دارمفعلاْ

 

 

 

 

+ تاريخ شنبه 1386/04/09ساعت 0:13 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خداوند بخشنده مهربان*

وفات حضرت ام البنین را بهتون تسلیت می گویم.

سلام.بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب

یادتونه گفتم ماه رمضان تو برنامه خانوم هاشمی ربع سکه برنده شدم؟

خب حالا قضیه امروزو خوب بخونین و خودتون راجع بهشون قضاوت کنین

امروز که داشتم برنامه ماه و مهر را می دیدم گفتم:بنده خداها اینایی که سکه برنده

می شن چقدر ذوق می کنن و دست می زنن

اینقدر دلم سوخت گفتم:بیچاره هااااااالکی می گن، نمیدن!

خلاصه تا این که گفتم:مامان بیا یک زنگ بزن حالشونو بگیر

اگر می گین چرا خودت زنگ نزدی باید بگم چند باره تجربه کسب کردم از این بابت

دیدم چقدر بچه ها رو تحویل می گیرن برای همینه زنگ نمی زنم

خلاصه مامانم زنگ زد و گفت:برنامه ماه و مهر؟

مرده برداشته گفته:نخیر.

گفتم:مامان دروغ می گه می خوان بپیچوننت .به یک شماره دیگه زنگ زدم خلاصه

یک خانومه برداشت .مامانم بعد کلی قصه که آره ماه رمضون شرکت کرده و

سکشو ندادنو...اون خانمه هم وصل کرد به یک آقاهه

آقاهه هم گفت(همونی که بار اول گوشی رو برداشته بود گفته بود نخیر اینجا برنامه ماه

و مهر نیست):نه خانم اینا همش الکیه ما سکه نمیدیم.که مامانم گفت:همین الان

این دختر خانم تو مسابقتون شرکت کرده سکه برنده شده پس چی می گین؟

مجری داره می گه سکه برنده شدی.مرده ضایع شد

باز پاس داد به مسئول سکه ها

که اون آقا هم گفتن از تهران شرکت کرده که مامانم گفت:بله.دیگه گفت:خب با یک

فتوکپی شناسنامه برین و سکتونو بگیرین.

توی برنامه عمو پورنگ هم  دخترای ۱۳ ،۱۴ ساله ای که از ۱۱ سالگی مثلاْ کلی نامه

دادنو، تو مسابقه شرکت میدن به این شرط که دختر خانوم : دروغ بگو من ۱۱ سالمه

(حالا صدا تابلو است ها مردمو می خوان گول بزنن.)

از اونور میان بچه ها رو ارشاد می کنن از این ور منشی هاو عوامل میان واسه شرکت دادن

یک دختر یا پسر ۱۴ ساله بهش می گن دروغ بگو من ۱۱ سالمه.آخه این درسته؟

خودتون قراره قضاوت کنین.می خوام بگم  صدا و سیما همبیخیال

از اونور کلی پارتی بازی تو مملکت رایج شده و جوونا بیکار ،از اینور هم از بچگی

دروغ گفتن را یاد بچه ها میدن.

+ تاريخ جمعه 1386/04/08ساعت 1:57 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خداوند بخشنده مهربان*
 
عکسی که در پایین مشاهده میکنید منظره ای از دریاچه آلتامنور در کشور گینه است.

فقط در یک روز از سال حوالی ساعات بعد از ظهر اشعه نور خورشید با زاویه ای

 خاص به این قسمت از دریاچه می تابد و منظره ای جالب و حیرت انگیز خلق می کند.

خوب به این منظره نگاه کنید:

آیا توانستید اعجاز این عکس را کشف کنید؟

 

فقط کافیست عکس را ۹۰ درجه بچرخانید

 

من این کارو در پایین براتون انجام دادم:

 

 

+ تاريخ پنجشنبه 1386/04/07ساعت 0:12 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خداوند بخشنده مهربان*

سلام.راسیتش هر روز آپدیت کردن هم  معضلیه هااااا.البته تازه ۳ روزی تقریباْ بیشتر نیست ولی کم

آوردم .می دونین چیه آپدیت کردن خیلی راحته ولی مهم اینه که چطور آپدیت کنی

این اصلشه که وبلاگت حد اقل بدرد بخور باشه نه این که الکی وقت تلف کن باشه

امروز داشتم مطلبی رو تو مجله خانواده سبز می خوندم هر چی گشتم تو سایتش

تا اون مطلب چاپ جدیدشو پیدا کنم پیدا نشد که نشد.

موضوع دختر دیکچنی(مشاور بوش)بود که با یک همجنس خودش ازدواج کرده بود و...

به نظرم موضوع جالبی بود تا توی وبلاگم بنویسم و همه از کثافت بازی های بوش و دارو دستش

باخبر بشن اما متأسفانه موضوعشو پیدا نکردم ولی توی مجله خانواده سبز در مورد دیکچنی و

دخترش و عکس بچه دخترش را گذاشته بودواقعاْ چه فلاکتیاگه یک وقت مجله را

گرفتین حتماْ بخونین.

خب اینم شد یک موضوع واسه وبلاگ نوشتن اما باز کمه نه؟

چیه همتون می گین نه تو رو خدا ایرسا حوصله خوندن متن طولانی نداریم بسه دیگه چقدر حرف

می زنی فکت درد نگرفت؟(من:داشتیممممممم؟)

شوخی کردم چه از زبون شماها هم حرف می زنم.

اینم مطلب قشنگ:

راز بگشا اي علي مرتضي

(4)

گل سرخ

                       خاطره‌اي از زبان حضرت علي عليه السلام

ملاقات پيامبر با 360 فرشته

... روزي، پيامبر خدا به من فرمود:

هم اينك شمارى از فرشتگان به ديدارم مي‌آيند.

تو در خانه بايست و از ورود افراد هر كه باشد جلوگيرى كن.

چيزى نگذشت كه عمر آمد. من [به پاس وظيفه] او را به درون خانه راه ندادم .

او بازگشت و دوباره آمد و تا سه بار وى را بازگرداندم .

با او گفتم : رسول خدا صلي الله عليه و آله در پرده است و ميزبان شمارى

از فرشتگان كه تعداد آنها چنين و چنان است .

سپس [منع برداشته شد و] عمر اجازه ورود يافت .

هنگامى كه خدمت آن حضرت رسيد عرض كرد: اى رسول خدا من چند نوبت آمده‌ام و على هر

بار مرا برگردانده و گفته است: رسول خدا ملاقات ندارد و خود پذيراى

 دسته‌هايى از فرشتگان است ، كه تعداد آنها چنين و چنان است!

اى رسول خدا [پرسش من اين است كه] على از چه راهى به تعداد و شماره آنها

 آگاهى يافته ، آيا ايشان را با چشم ديده است؟

حضرت [به من] فرمود: على! او درست مى گويد، تو از كجا تعداد و شماره آنها را دانستى؟

گفتم : از سلام‌ها و تحيت‌هاى پى در پى آنها كه مى‌شنيدم ، شماره آنها را دانستم.

فرمود: راست گفتى [آنها همين تعداد بوده‌اند]

سپس به من فرمود: تو يك شباهتى با برادرم عيسى دارى ...

[و عمر مى شنيد] و وقتى كه خواست از منزل خارج شود، [ناباورانه با كنايه] گفت:

او را به فرزند مريم [عيسى] مثل مى زند! [و با او برابر مى كند... ]

 

متن روايت :

قال على عليه السلام: نشدتكم بالله هل فيكم احد قال له رسول الله صلي الله عليه و آله: احتفظ الباب فان زوارا من الملائكه يزوروننى فلاتاذن لاحد.

فجاء عمر فرددته ثلاث مرات و اخبرته ان رسول الله صلي الله عليه و آله محتجبت و عنده زوار من الملائكه و عدتهم كذا و كذا، ثم اذنت له فدخل فقال : يا رسول الله انى جئت غير مره كل ذلك يردنى على و يقول : ان رسول الله محتجب و عنده زورا من الملائكه و عدتهم كذا و كذا فكيف علم بالعده ؟ اعاينهم ؟! فقال له : يا على ! قد صدق ، كيف علمت بعدتهم ؟

فقلت : اختلفت على التحيات فسمعت الاصوا فاحصيت العدد.

قال : صدق فان فيك شبها من اخى عيسى ، فخرج عمر و هو يقول : ضربه لابن مريم مثلا...! (1)

 

 

+ تاريخ سه شنبه 1386/04/05ساعت 11:56 PM نويسنده ایرسا |

 

توجه:با موزیک وبلاگ خوانده شود.

 

 

*به نام خداوند بخشنده مهربان*

 

این اواخر دردهای پی در پی امانش را بریده بود.باورش نمی شد که قلبی

 

 به بدنش پیوند شده باشد.

 

- «تو رو خدا بگید کی قلب عزیزش رو به من هدیه کرده؟»

 

نامزدش امیر در حالی که دست او را در دست داشت گفت:«جوانی که بر اثر تصادف

 

 دچار مرگ مغزی شده بود.»

 

بعد عکسی را از جیبش بیرون آورد.عکس محمد بود ،خواستگار قبلی اش.همان که برای

 

خوشبختی او حاضر بود با ماشین قراضه اش صبح تا شب مسافرکشی کند و حالا با همان ماشین

 

تصادف کرده بود.دستش را روی قلبش گذاشت.خیلی تند می تپید.گریه امانش نداد...

 

قشنگ بود نه؟

 

 نوشته شده توسط یک مجهول

 

 

 بچه ها خیلی هاتون مطمئنم الکی می گید نوشته هام قشنگ و جالبه.

 

من اصلاْ ناراحت نمی شم اگر بگید مطالب وبلاگت بدرد نمی خوره .

 

این ایراد گرفتنای شماها باعث می شه  من بتونم

 

روز به روز با برطرف کردن مشکلات پیشرفت کنم.

 

در هر حال خوشحال می شم از نقایص کارم

 

حرفی گفته بشه.

 

 

+ تاريخ سه شنبه 1386/04/05ساعت 10:56 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خداوند بخشنده مهربان*

سلام. یک معذرت خواهی بدهکارم اونم سر این که قول دادم و دو روز به قولم عمل

نکردم.چیه؟نکنه فراموش کردی؟خب وبلاگم دیگه!مگه قرار نبود هر روز آپدیت کنم؟

فکر کنم فراموش کردی

حالا حال و احوالتون چطوره؟خوبین؟

امروز رفتم سرای هنر(کلاس پیانوم دیگه!)

نامردا شهریه را دو برابر کردنفکر کنین من قبلاْ ۵۰ تومن می دادم حالا باید ۷۵

تومن بدم البته دو برابر که نشده ولی خب نرخش بالا رفته دیگه

بیچاره بابام البته چون مایکجا پولشو دادیم

بهمون تخفیف دادن.البته بازم گرونه

دلم واقعاْ واسه پدرا و مادرا و کلاْ مردا می سوزه

ازطرفی وقتی می خوان ازدواج کنن باید کلی پیاده شن واسه تالار و عروسی و خونه و ...

البته جاهاز که واسشون چیزی در نمیاد.یک تلویزیونه و یک ضبط و یک ویدئو و...

اما بیچاره پدرا وقتی بچشون  (به قول عمو پورنگ) چه دختر باشه چه پسر

کلی باید واسش خرج کنن.اول که

جاهازیه دختره که اونم کل زندگی می شه ،دوم هم خریدن سرویس طلا واسه دختر

و خریدن ساعت و ...واسه داماد.

حالا نوبت مادرا و خانوم هاست.مادرای بنده خدا هم که هیچی نگم بهتره .هم کارشون از

آقایون سخت تر است خب خودتون می دونین دیگه چون مادر همش با بچه ها سر و کار داره

تربیت درست خیلی کار سختی است از طرفی هم  بنده خداها همیشه باید خونه را مثل دست

گل نگه دارن البته این وظیفه هیچ زنی نیست و لطفشونه که این کار را واسه عشق

و علاقه به همسرشون انجام میدن.اما بعضی آقایون ( بلا نسبت شماها )هستن

که این کار را وظیفه خانوم ها می دونن که این مردا یکمی تنشون می خاره

(شاید علتش نرفتن به حموم باشه هان؟)

آخ ببخشید مثل این که اشتباهی گرفتم این یک اصطلاحه

خب  از چی دیگه بگم ؟آهان راستی اونایی که تا چند

 روز دیگه کنکوراتون شروع می شه ،امیدوارم موفق باشین.

چی شد اضطرابش گرفتتون؟همینو می خواستم دیگه

مواظب خودتون باشین دیگه قول میدم هر روز آپدیت کنم به شرطی

 که هر روز هم بیاین.باشه؟

+ تاريخ دوشنبه 1386/04/04ساعت 0:40 AM نويسنده ایرسا |

*به نام خدا*

سلام هر کسی دوست داره حاجتش برآورده بشه ۱۰ شب زیارت عاشورا

بخونه پشت سر هم

اگر مراد نگرفتید تا ۴۰ شب ادامش بدین.

موفق باشید و اگر مرادتونو گرفتین حتماْ بگین

+ تاريخ جمعه 1386/04/01ساعت 9:10 PM نويسنده ایرسا |