تبليغاتX
×الله رمز وجودی من×

×الله رمز وجودی من×
×روزهای زیبا×
* بسم رب المهدی*

*سلام حالتون چطوره؟امیدوارم برای مدرسه و دانشگاه

*و ... آمادگی کافی را داشته باشین.

*یک اعتراف کوچولو بکنم  و اون این که من اصلاْ حال و حوصله مدرسه را ندارم.

*احساس می کنم  تابستون خیلی زود گذشت انگار همین دیروز بود

* که من امتحان خرداد ماهو دادمو دیگه پشت سرمو هم نگاه نکردم.(منظورم مدرسمه!)

*بگذریم اصلاْ چرا اینو گفتم؟اینو بگم که خیلی ها می گن نوشته هام ریزه و یا پستم طولانیه !

*پس من حرفمو کم می کنم و به خاطر رشا  یک دونه از نوشته های

*پرشین بلاگیمو امروز اینجا می ذارم چون دلش تنگ شده بود

واسه دست نوشته هام!(در آخر گفته هام از همه اونایی که

*می گن پست هام طولانیه معذرت می خوام و این آخرین باره)

                          *روزهای زیبا* 

*امروز برف می بارید برف های سفید از آسمان زندگیم.

*دست در دستت نهادم تا با هم قدم زنان از زیر آن برف ها عبور کنیم.

*همیشه آرزوی این را داشتم که در زیر برف با سر به سوی آسمان قدم بگذارم.

*برف ها همه درشتِ درشت بود و منو تو همچنان با لبخند از زیرش عبور می کردیم.

*بر روی صندلی نشستیم تمام سر تا پاهایمان خیس شده بود و لپ هایمان هم که مثل

*همیشه از شدت سرما سرخ!

*به تو خیره شدم تو نیز در فکر بودی!نخواستم بدانم چه شده و بی خیال شدم.

*به آسمان نگاه انداختم،برف ها با صورتم برخورد می کردند و مرا به حالتی

*دیگر در می آوردند.

*گویی در بین زمین و آسمان معلق مانده بودم.باز به تو نگاه انداختم دوباره در فکر بودی.

*اما این بار خواستم تا از غرق شدن در اعماق تفکر بیرون بیاورمت!

*صدایت کردم اول سری تکان دادی ولی عکس العمل از خود نشان ندادی

*و باز در فکر فرو رفتی،دوباره صدایت کردم سری تکان دادی و گفتی:بله،بله بامنی؟

*گفتم:کجایی که این گونه شتاب زده شدی؟

*غمت را خواندم ولی به روی خود نیاوردم خواستم تا خودت بگویی.گفتی:هیچ!

*مشکلی نیست.نزدیکت آمدم و گفتم:بادیگران دوست با ما غریبه؟

* گفتی:بگویم که همین جا اشکت را ببینم؟

*گفتم :نه ولی چه شده که اینقدر در فکر هستی؟

*گفتی:دیروز جواب آزمایش را گرفتم. من ... من ...خب تو چه؟من مبتلا به سرطان هستم.

*شاید بابت آن... تعجب کردم و سرتکان دادم و گفتم:چه؟! چه می گویی؟!

*بگو جان فاطمه ات راست می گویی،من،من تو را...!وای خدای من محمد به من بگو چرا!

*آخر چرا؟!محمد لب به سخن گشود و گفت:فاطمه جان این سرطان اثرات جنگ است

*چرا ناراحت شدی خوشحال باش که همسرت می خواهد پیشانی شهادت را ببوسد.

*اشک در چشمانم حلقه می زد،نزدیک محمد شدم و آرام گفتم:تا آخرین لحظات در کنارت

*هستم ولی ،ولی دلم می خواهد هر چه به صلاح است همان شود.

*امیدوارم و راضیم به رضای او!

*محمد یعنی این آخرین روزهایت برای دیدن برف در کنار من است؟

*اشک در چشمانت حلقه می زد و در حالی که چفیه ات را می بوسیدی گفتی

*خوشحال باش  که همسرت لایق شهادت شده،گفتم:خوشحالم ولی به کودک ۶ ماهه ات

*چه بگویم؟اگر صدایت زد پدر!بگویم پدر نداری؟

*محمد اشک هایم را پاک می کرد و در حالی که خود اشک شوق می ریخت گفت:فاطمه

*جان بگو پدرت پیش خداست .برایم سخت بود.برف همچنان می بارید و با یاد و خاطرات او

*همراه فرزندم بودم.روی همان نیمکت در همان هوای ابری و برفی!

*پسرم پرسید:مادرجان چرا اشک میریزی؟در حالی که از خاطره هایم دور شدم گفتم:

*هیچ !یاد پدرت افتادم.پسرم عباس با تعجب پرسید چرا حالا؟

*ماجرای آن روز را برایش تعریف کردم.عباس پسرم دیگر برای خودش مردی شده بود

*و شباهتش با پدرش مو نمی زد.در حالی که با اشک خاطرات شیرینمان را تعریف

*می کردم با چفیه پدرش اشک از گونه هایش را پاک می کرد و مرا  در آغوش گرفت و گفت:

*مادر جان،پدر لایق شهادت بود و ای کاش من هم همانند او لایق می شدم.

*در آخر ۳۱ شهریور ماه هفته دفاع مقدس مبارک باد!  

 

برف


لينك | نوشته شده در سه شنبه 1385/06/28ساعت 7:44 PM توسط ایرسا|
×دلم می خواد جذاب باشم×

*بـــــــــــــــســـــــــــــم الــــــــــــــرب الـــــــــــــــمـــــــــــــهـــــــــــدی*

 

  

سوال:


چرا زن بيرون از خونه نبايد آرايش كنه ؟


پاسخ:


جذابيت خانوم ها براي اطرافيان در محيط كاري يا آموزشي و كلاْ

 

 در جامعه به چند دليل ميتونه باشه:


 1) نظم و انضباط و توانمندي در جنبه هاي مختلف زندگي از جمله در كار و تلاش و رتبه درسي


2) به خاطر اخلاق ملايم و روابط اجتماعي و معاشرت صحيح و اصولي،


 3) به خاطر جاذبه هاي زيبائي صورت و خوش اندامي و...


علاقه اطرافيان به خاطر دو ويژگي اول و دوم، كنترل شده و پسنديده است. اما علاقه به خاطر ويژگي

 

 سوم داراي پيامدهائي چه بسا ناخواسته و غير قابل جبرانه.از جمله اين

 

 كه در بستر توجه به زيبايي هاي ظاهري و نگاه جنسي به زن كمالات و شايستگي های

 

 او تحت تاثير قرار گرفته و كم رنگ شده و يا اصلا ديده نمي شه. از اين رو خانوم هاي متأهل براي

 

 جلوگيري از اختلال عاطفي و روحي و رواني در نظام خانواده نياز به كنترل و تنظيم رفتار دارن و

 

 خانم هاي مجرد براي جلوگيري از سوء استفاده ديگران و كنترل احساسات زودگذر و ناپايدار.

اصلا خيلي وقت ها خانم ها نمي دونن كه با اين آرايش هاي غليظ درصد ريسك پذيري

 

خودشونو بالا مي برن( البته اين برا خانم هاي مجرد و متاهل فرقي نمي كنه)چون

 

 كم كم دست بالاي دست مياد و...


با يه نگاه دزدكي به آمار طلاق در دهه اخير كه نتيجه روابط باز خانوادگي و بدون كنترل افراد و شكل

 

 خاص مهموني ها و عروسي ها و پارتي هاس مي توان به لزوم كنترل رفتار پي برد.


از اين جهت در فرهنگ اسلام براي رعايت حريم ها راهكارهاي مناسبي ارائه شده. در مواردي كه

 

 احتمال خطر بسيار شديده از آن به عنوان حرام ياد شده مثل نوع آرايش و مواد و لباس هايي كه

 

 بسيار محرك و برانگيزنده شهوات انسان هاس. و در مواردي كه احتمال

 

خطر كمتره از آن به عنوان مكروه ياد شده.

 مثل بعضي از پوشش ها و آرايش ها و عطرهايي كه هر چند ممكنه در نگاه اول

 

 حرام نباشه اما ممكنه باعث تحريك بشه.


و به خاطر همين امر هم هستش كه در اسلام تاكيد زيادي بر آرايش و خوش لباسي و ناز و طنازي

 

 همسران براي هم شده. تا جايي كه در رواياتمون داريم  همسران اگر مي خوان زندگي و روابط

 

 خانوادگي شان مستحكم و هميشگي و پايدارباشه خودشونو را براي همسراشون آرايش كنند و

 

 همين طور تهيه لوازم آرايش زن جزء نفقه او محسوب شده.


                                                        


 آرايش خانم ها در برابر نامحرم به گونه اي كه جلب توجه كنه و قوه شهواني طرف مقابل را تحريك

 

 كنه از موارديه كه احتمال لغزش در اون بسياره برا همين از اون به عنوان حرام ياد شده. برا همينه

 

  كه تو قرآن به خانوم هاي  با ايمان هشدار داده كه:


 «و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن»


 و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان آشكار نكنند... (سوره نور، آيه 31)


حدود احكام آن در رساله مراجع تقليد، بخش احكام نگاه اومده

 

*منبع*


لينك | نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 4:13 PM توسط ایرسا|
×میلاد با سعادت امام زمان بر تمامی مهربانان مبارک !×
*بسم رب المهدی*

*یک کلام با دوستام:

*سلام به همگی!زیادی مزاحمتون نمی شم .میلاد با سعادت امام زمان(عج)را به همتون تبریک می گم

*امیدوارم امروز و فردای قشنگ و شادی را در پیش داشته باشین!

*در آخر برای سلامتی آقا امام زمان ۱۰ صلوات را هدیه بدین بهشون!

 
*یک کلام با حضرت مهدی:

*سلام آقا !روزت مبارک خیلی خیلی دلمون واست تنگ شده توی این جشنای

* جور واجور و قشنگ جاتون واقعاً خالیه!جشن بدون صاحبش؟!

* ایشا الله وقتی اومدی همه در کنار هم یک جشن عالی و قشنگ

*در حد خودمون  براتون میگیریم البته اگر لایق دیدن و حضور پیشتونو داشته باشیم.

*خیلی جمعه ها دلمون می گیره خیلی دلمون واست تنگ شده پس کی میاین که ببینیمیتون؟

*تا هر وقت باشه منتظر می مونیم ولی انتظار خیلی سخته!

*چشم هامون انتظار دیدنت را می کشن پس بیا ای گل نرگس!

*دوستت دارم :ایرسا 


 


لينك | نوشته شده در جمعه 1385/06/17ساعت 6:35 PM توسط ایرسا|
×میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد!×
* به نام خدا*

*ســــــــــــــــلام و صد سلام به همه دوستای خوبم.حالتون چطوره؟

*اول از همه یک تبریک ویزه بابت روز جوان (میلاد با سعادت حضرت علی اکبر)!

*این عید و روز قشنگ بر همتون مبارک باشه و امیدوارم که همتون شاد و پیروز باشین!

*خب حالا یک مطلب قشنگ که از وبلاگ خاله زهرا خوندم به نظرم خیلی قشنگ بود

حالا بریم سر اصل مطلب!

متن زير مقدمه ناتمام آقاي سپهر است كه براي كتاب دفتر آبي داشت مينوشت كه ...

*من دوست دارم امروز این نوشته پست وبلام باشه پس بسم الله...

"به نام خداوند بسيجيان ، از صدر اسلام تا كنون.

*به نام اول بسيجي عالم امير المومنين علي (عليه السلام) در روزي كه فرزندش سهم عسلش را به دليل نياز زودتر گرفته بود، برخود لرزيد و فرمود: عزيزم اگر شب گذشته كه تو سهم خود را از بيت المال گرفتي تا صبح در اين شهر كسي سر گرسنه بر زمين گذاشته باشد، علي جواب خدايش را چه خواهد داد ؟

*به نام آن بسيجي كه تن به شمشير داد ولي ذلت را نپذيرفت .

*و به نام آن بسيجي كه روزي خواهد آمد وعالم را از بند تبعيض و بردگي وجهالت نجات خواهد داد.

* و به نام آن پير بسيجي ، خميني كبير كه رهبر جهان اسلام بود و در خانه اي ساده ميزيست و در گرماي تابستان وقتي خواستند پنكه اي براي او تهيه كنند مي گويد :چون ديگران از اين وسيله بي بهره اند لازم نيست براي من پنكه بياوريد .

*و به نام آن بسيجي كه فرمانده گردان بود و تنها كاري كه براي خانواده خود_كه بر اثر حكم تخليه صاحبخانه آواره شده بودند_ انجام داد ، تهيه يك چادر گروهي بود تا آنها را در يكي از خيابانهاي شهر اسكان دهد و سپس خود راهي جبهه ها شد.

*وبه نام آن بسيجي كه همسرش را براي حفظ دين راهی جبهه ها كرد و پس از شهادت همسرش، كار خانه ديگران را مي كرد تا خرج يگانه دخترش را تامين كند .

*وبه نام ان بسيجي كه در هنگام نبرد چشمان خود را از دست داد ولي تا پايان جنگ هيچگاه خط مقدم را ترك نكرد و بعد از جنگ هم در جبهه علم تلاش كرد و با چشم نابينا دكتراي علوم سياسي را از دانشگاه گرفت .

*و به نام آن ابر مرد بسيجي كه با مدرك دكتراي پلاسما از دانشگاه هاي آمريكا قيد زندگي راحت مادي را در آمريكا زد و راهي لبنان و ايران شد تا در جنگ و مبارزه مستضعفان جهان عليه استكبار شركت كند و عروس شهادت را در آغوش كشد.

*و به نام آن بسيجي دانش آموز كه براي آنكه بتواند كمپوتي به جبهه هديه كند ، روزها فاصله خانه تا مدرسه را با پاي پياده ميرفت تا كرايه هاي ماشين را پس انداز كند و بتواند كمپوتي براي جبهه خريداري كند .

*وبه نام آن زن بسيجي كه هنگام ازدواج ، همسرش به او گفت : "در اين دنيا هر كاري براي خوشبختي تو انجام ميدهم "و اكنون در پي سالها از آن روز ميگذرد هر روز با لبخندي بغض آلود چندين بار براي شوهر قطع نخاعي اش لگن مي آورد و خم به ابرو نمي آورد .

*و به نام آن زن بسيجي كه هر وقت همسر جانبازش تعادل عصبي اش را از دست ميدهد، فرزندانش را در اتاقي محبوس ميكند و خود را در مقابل شوهر قرار ميدهد تا شوهرش آنقدر او را بزند تا به حال عادي برگردد . وقتي از او ميپرسند كه چرا از جلو او كنار نمي روي ؟! پاسخ مي دهد: اگر من مقابل او نباشم و منرا نزند، خودش را مي زند وبه خود صدمه وارد ميكند.

*آري !بسيجي اين است .

*برادر وخواهر بسيجي ام هدف از خلقت انسان رسيدن به مقام بسيجي مخلص است .


          

*در آخر باز هم سالروز میلاد برترین جوانان حضرت علی اکبر را به تمامی شما عزیزان تبریک می گویم.

 


لينك | نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 5:12 PM توسط ایرسا|
×راحت حرف زدن!×
*به نام خدا*

*ســــــــــــــــــــــــــلام !یک حال و احوال بکنم بعد برم سر اصل مطلب!

*حالتون چطوره؟اوضاع بر وفق مرادتون هست؟یک خبر که همتون می دونین اینه که تا چند روز دیگه

*مدرسه ها باز می شه و ما باید بریم سر درس و زندگیمون

*هنوز طعم تابستونو نچشیدیم که داره پاییز کوله بارشو بر زمین پهن می کنه!

*حالا بگذریم.من یک حرف با همتون دارم البته دوست دارم نظراتتونو در این رابطه به من بگین!

*آیا حرف زدن با نامحرم  خیلی راحت از نظر شما درسته؟حالا فرض بگیریم شما ازدواج کردینو

*اول ازدواج با همسرتون شرط کردین که دوست ندارم با نامحرم راحت  صحبت کنی!

*(مثلاً خودت نگی بگی خودتون!سر کلمه ها: تون،نید،... اضافه کنین!)

*خب این از این !مثلاً مرده میره با دختر عمش صحبت می کنه و تو کلمه هاش حواسش نیست

*می گه خودت خوبی؟حال و احوال؟)از این جور مواردا)

*خب حالا خانومه خیلی رعایت می کنه مثلاً به برادر زاده و خواهر زاده های همسرش(منظورم پسراس)

*می گه علی ،علیرضا ،منتها قبلاً می گفته علی جان ،علیرضا جان.

*خب همسرش با این جان بر خورد می کنه و می گه من خوشم نمیاد می گی جان!

*خب زنه حرف به گوشش میره و دیگه نمی گه جان!ولی لجش می گیره که همسرش گاهی اوقات

*از روی  غیر قصد خودتونو می گه خودت یا دستتون درد نکنه را می گه دستت درد نکنه!

*حالا  سر همین موضوع بینشون اختلاف میفته و با هم حرف نمی زنن،کنار هم نمیرن ،

*ولی فقط موقعی که مرده از سر کار میاد یا زنه از خرید میاد به همسرش سلام می کنه!

* مثلاً بعد ۲ روز قهر بودن با هم  مرده طاقت نمیاره و میاد با همسرش شوخی می کنه حالا تازه

*بعدش که یک کمی  با هم دوست شدن میان با هم صحبت می کنن که آره من از فلان حرف زدنت

*خوشم نمیاد ،تو مگه با من عهد نکردی ،من رعایت می کنمو تو رعایت نمی کنیو از این حرفا!

*خلاصه بعد یک جر و بحث و بگو مگو به تفاهم م رسن که بله فلان کار اشتباهه!

*باز هم چند روز بعد مرده فراموش می کنه و باز روز از نو و روزی از نو!

*حالا نظر خود من به شخصه اینه که چون دینمون راحت صحبت کردن با مرد را قبول نداره و حتی

*شوخی با نامحرمو بنابراین بهتره تو رفتارامون تجدید نظری داشته باشیم.البته با خودمم هستم

*خود من هم گاهی اوقات خودمونی می شمو دیگه تون و نید را فراموش می کنم!

*ولی چند روز پیش از یک نفر شنیدم حضرت علی (ع) حتی به خانوم ها سلام هم نمی کردن

*اونوقت غبطه خوردم  با خودم گفتم  توی این راحت صحبت کردن خیلی مشکلات و مسائل

*ممکنه پیش بیاد.مثلاً من به شخصه راحت صحبت کنم طرف مقابلمم راحت صحبت می کنه و

*اونوقت مشکلات زیادی به بار میاد.تو دوران مجردی  مشکل زیاده چه برسه تو دوران متعهلی!

*موافقین؟اگر موافقین که هیچ اگر نه خوشحال می شم نظراتونو بشنوم!

*راستی در مورد اون زن و شوهر هم  انتقاد کنین!به نظر من زنه راست می گه و طبق عهدی که با

*همسرش بسته باید  همه چیز درست پیش بره چون مثلاً همسرش باهاش پیمان بسته!

*البته نکته قهر به نظرم مسخرس!بچه بازیه!درست نمی گم؟

*حالا مادر سپید میاد خفم می کنه که ایرسا چرا بزرگتر از سنت می نویسی!

*هر وقت به سنش رسیدی اونوقت راجع به این موضوعا حرف بزن!

*شوخی کردم مادر سپید خیلی دوستت دارم!

Image hosting by TinyPic

 

 

 

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/09ساعت 7:28 PM توسط ایرسا|
×دلم گرفته.سعي در پايداري دارم. اصرارم بر استقامت است و خود باوري. ولي واقعیت چیز دیگریست!
* به نام خدا*

سالروز ميلاد سرور و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) و
قمر منير بني هاشم حضرت
ابالفضل العباس
(ع) و
سيد الساجدين حضرت
زين العابدين
(ع) و
برترين جوانان حضرت
علي اكبر
(ع)
را به عموم مسلمانان جهان تبريك و تهنيت عرض مي نمایم.

Image hosting by TinyPic

*سلام ،حالتون چطوره؟راسیتش من این مدته از بی مطلبی داشتم می مردم!

*نمی دونستم و نمی دونم چی باید بنویسم.راجع به مکّه اگر بخوام حرف بزنم

*درست و حسابی نمی تونم تعریف کنم چون به نظرم حس و حال تعریف نشدنی است.

*تا آدم خودش تجربه نکنه نمی تونه بفهمه طرف مقابلش چی داره می گه!

*پس منم حرفی در این خصوص به زبونم نمیاد چون همشو حس کردمو نمی تونم

*حسمو بیان کنمایشاالله قسمت تویی که می گی داره ادا در میاره

*شوخی کردم ایشاالله قسمت همتون بشه نگین ایرسا دعا نکرده ها

*اینم تقریباْ صدمین باره که هی این جمله به زبونم چرخیده و هی گفتم

*امّا یک موضوع جالب و قشنگ  پیدا کردم همین پریروز ولی حیف که ۲ روزه دارم

*مدام می گردم تا پیداش کنم امّا انگاری  صاحبش ما را نطلبید که حرم قشنگشو پست

*این قسمت بکنم.

*بگذریم  بریم سر چند تا نوشته قشنگ و عبرت آموز:

*فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند

 *گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد

*خالق نمی افتد

*عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟
 
*فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي
 
*شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني .
 
*عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
 

*عشقي كه با پر مرغي بدست آيد با ساقه ي كاهي از دست مي رود.(امام صادق (ع))

*عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند.

 *دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد.

 *زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشاملو)

*گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا |آوردم و تمام انگشتهاي دستمو
 
*نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.
 
*دوست داشتن خيلي بهتر از عشق است. من هيچ گاه دوست داشتن خود را تا بالا ترين قله هاي
 
*عشق پايين نمي اورم(دكتر علي شريعتي)
 
*دوستتون دارم ببخشید اگر دیر آپدیت کردم سر فرصت به تک تکتونم سر می زنم*
 


 

 

 

 


لينك | نوشته شده در جمعه 1385/06/03ساعت 7:45 PM توسط ایرسا|

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ