*بسمه تعالی*
سلام...
با عرض معذرت میخوام یک مدت دیگه اینترنت نیام!
احساس میکنم حال و هوام زیاد خوب نیست!
یک جورایی چند روز تعطیلی حال و هوامو عوض کرده و
به جای روحیه تازه کردن تازه دپرس شدم.
یک مدت که اینترنت نیام و به کارهام برسم مطمئنن
بهتر میشم..

دلم برای همتون تنگ میشه !
مطمئنن تا خرداد نمیام.
تا حالا اینقدر رفتنام طولانی نشده بود که....امروز شده.
امیدوارم دوستای با وفام تا وقتی نیستم از کلبم مراقبت کنن.
دوستون دارم و برام خیلی دعا کنید..
ناراحت نباشید(خوشحال باشید)که از دستم خلاص شدین
برای یک چند ماهی!
فعلاْ

سلام...
بعد از گذران عید و عید دیدنی روز پنجم فروردین رفتیم شمال!
جای همتون خالی هوا بی نهایت عالی بود و دیشب ساعت ۱:۳۰ رسیدیم خونه و
هوای تهران خیلی گرم بود!
اما توی شمال هوا خیلی خوب بود فقط شباش و دم صبح یکمی هوا سرد میشد.
من بیچاره هم سرما خوردم و به قول مامانم مسافرت به مونا نمی افته!
تو شمال یک غذا خوری خوب پیدا نمی شد و بیشتر ۲ بار رفتیم نارنجستان!
تو این قسمت پر از (به قول معروف)خانوم باکلاسا است!
مدل به مدل آدمای عجق وجق و ...
افاده ای!
پیتزاهاشم که دونه ای ۴ تومن بود رو هم تو عید کرده بودن ۵ تومن!

خلاصه که تو عید تو شمال یک دزد بازاری بود که خدا میدونه
!
فک کن جنسا از تهران گرون تر!![]()
دیگه این که ای بد نگذشت ولی خوبه یکمی روحیه تقویت کردیمو اومدیم!
منم که ۵ روزه مریضم!
![]()
بابام دیشب میگفت که فردا بریم دکتر اما میخوام ۱۴ برم
دکتر و گواهی بگیرم واسه
۱۴ و ۱۵![]()
عید امسال هم خیلی زود گذشت !
مثل برق و باد و ای کاش که زودتر هم بگذره و من از شر مدرسه و درس خلاص بشم!
دعا یادتون نره!
بازم سال خوبی رو براتون آرزومندم 
![]()
فهلاً
*به نام خدای مهربون*![]()

عشق کودکی سر به هواست که قولش را فراموش می کند
کور و کر است وقتی چیزی می خواهد
هرگز از خواسته اش نمی گذرد
آرزویش زمان نمی شناسد
و به شادی اش اعتمادی نیست
با یک جهان ناامیدی به پیش می تازد
و با بازیچه ای از دست می رود
عشق واقعی آتشی دیرپاست که همیشه در جان شعله می کشد.

